پانزده نکته برای خلق کردن یک جهان باورپذیر

  • شروع کننده موضوع جغد برفی
  • تاریخ شروع
جغد برفی

جغد برفی

ناظر رمان
عضو کادر مدیریت
ناظر رمان
نویسنده برتر
13/1/19
59
484
53
29
یزد
در میان آثار ادبی جهان‌های تخیلی متعددی به چشم می‌خورند، از نارنیا گرفته تا نورلند. جهان‎های فانتزی غلیظی مانند سرزمین میانه یا وستروس هستند که در آنها همه چیز به نحو مبهمی قرون وسطایی است و رنگ و بوی اروپا را دارد، با این فرق که اژدهایان نیز در این جهان‌ها حضور دارند. همچنین جهان‌های فانتزی شهری‌ای هستی دارد که در آنها گابلین‌ها درست زیر خیابان‌های لندن واقعی کمین کرده‌اند و خون‌آشام‌ها توریست‌ها را به کوچه‌های تاریک می‌کشند. کهکشان‌هایی تماما علمی تخیلی هستی دارند که در آنها امپراتوری‌های فضایی حکم می‌رانند و در آنها بنا به دلایلی هر سیاره از فقط یک زیست‌بوم تشکیل شده است. مختصر اینکه، اگر می‌خواهید یک جهان تخیلی مختص خودتان بسازید، جهت‌های متعددی هستی دارد. در اینجا چند نکته برای شروع این کار را می‌آوریم.

شاید فکر کنید تخیل صرفا تخیل است، و می‌توان هر چیزی سر هم کرد و آن را یک جهان فانتزی نامید. و از نظر فنی، این تصور درست است. اما اگر سعی دارید یک کتاب یا یک فیلم‌نامه یا یک عملیات سیاهچال‌ها و اژدهایان بنویسید، بالاخره در جایی جهان تخیلی خود را در معرض دید سایرین قرار می‌دهید. و آنها جذب داستان یا فیلم‌نامه یا نقش‌آفرینی ده ساعته شما می‌شوند، مشروط بر اینکه برای خلق یک جهان باورپذیر چند نکته را رعایت کنید:

1. یک نقطه برای شروع برگزینید.

شاید واضح به نظر بیاید، اما یک صدا را برگزینید تا با آن شروع کنید. آیا داستان در مورد ماجراجویی احمقانه‌ای است که در آن اژدهایان سخن می‌گویند و عناصر فانتزی واژگون شده است، یا یک واقعیت دگرگون تلخ است که در آن هر فرزند سوم تبدیل به سایبورگ می‌شوذ؟ آیا جادو هستی دارد؟ آیا این جهان بر پایه جهان واقعی با چند تغییر است، یا در سطح کاملا متفاوتی از هستی قرار دارد؟ قبل از اینکه شروع به کشیدن نقشه و ساختن زبان کنید، باید به درک کلی از این مسئله برسید که قصد نوشتن در کدام ژانر یا ترکیب ژانرها را دارید؟
2. چند قانون بنویسید.
درست است که جهان‌های فانتزی به دلیل پیوند نداشتن با قوانین جهان واقعی از جذابیت برخوردارند. اما به هر حال به میزانی از واقع‌گرایی نیاز است. چند قانون اصلی برای جهان خود بنویسید. شاید جادو هستی داشته باشد، اما همیشه بهایی هولناک دارد. شاید انسان‌ها نتوانند در هوا نفس بکشند، اما خون‌آشام‌ها می‌توانند. می شود در زمان سفر کرد، اما هیچ راهی برای تغییر آینده هستی ندارد. منطق تخیلی خود را بسازید و تا حد ممکن حفظش کنید.
3. از بیگانه‌های یک‌نواخت اجتناب کنید.
اگر در حال ساختن یک جهان فانتزی یا یک منظومه خورشیدی هستید، احتمالا چند نژاد و فرهنگ متفاوت خواهید داشت. توجه کنید که هیچ نژاد یک‌نواختی نسازید. به نژادهای ساختگی‌تان بیشتر از یک از خصیصه بدهید. اگر می‌خواهید یک نژاد از گربه‌های بیگانه بسازید، آنها به چه موسیقی‌ای علاقه دارند؟ آیا از گلوله کردن خود لذت می‌برند؟ آیا دسته‌های اجتماعی متفاوتی بر اساس قانونی بودن یا نبودن چنگال کشیدن دارند؟ هیچ فرهنگی نباید یک‌نواخت باشد، حتی در تخیل.

4. کاریکاتورهایی از نژادهای واقعی ترسیم نکنید.
در حالی که سعی دارید فرهنگ‌هایی ظریف و چند بعدی برای قلمروهای فانتزی خود بسازید، ممکن است وسوسه شوید الهاماتی از فرهنگ‌های جهان واقعی ترسیم کنید. این کار باید با احتیاط و دقت انجام شود. نشان دادن کاراکترهای گوناگون نکته مثبتی برای داستان به شمار می‌آید. اما اگر درک کنید که همه کاراکترهای اصلی‌تان شریف و مقید به اخلاق اروپایی هستند، و همه شخصیت‌های شرورتان جنگ‌طلب هستند و سوار فیل‌هایی که به نظر می‌رسد از سرزمین میانه می‌آیند می‌شوند، اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اید.

5. مطالعه تاریخی داشته باشید.

اشتباه نکنید. برای ساختن تاریخچه تخیلی یک جهان نیازی به خواندن تمام تاریخ واقعی ندارید. اما مگر اینکه مدت کوتاهی از عمر جهان‌تان سپری شده باشد، باید در مورد حوادث سال‌های گذشته بیندیشید. آیا امپراتوری‌های عظیمی در این جهان هستی دارند؟ آیا دوره‌های طولانی صلح پیش آمده است؟ ملکه‌های افسانه‌ای چطور؟ اگر چیزی به فکرتان نمی‌رسد به جهان واقعی نگاه کنید، و به یاد داشته باشید تاریخ بشر بازه‌ای طولانی دارد و پر از شگفتی‌های عجیب است.

6. در میان یک روز از زندگی گام بردارید.

داستان شما می‌تواند در هر سیاره‌ای با هر نامی بگذرد. اما مهم این است که یک روز عادی در آنجا چگونه است؟ ساکنانش برای صبحانه چه می‌خورند؟ دولت در اعمال روزانه مردم چه نقشی دارد؟ یک فرد مودب چگونه سلام می‌کند؟ زندگی شبانه‌ای هستی دارد؟ آیا کودکان به مدرسه می‌روند؟ تعطیلات عادی به چه صورت هستند؟ پیش از اینکه پیرنگ داستانی همه چیز را خراب کند در مورد زندگی روزانه جامعه تصمیم بگیرید.

7. الهاماتی از زندگی واقعی بیابید.

یک بار دیگر تاکید می‌شود که نباید صرفا یک فرهنگ از جهان واقعی را بردارید و گوش‌های افرادی که به آن تعلق دارند را دراز کنید تا الف شوند. بلکه به موسیقی، هنر، شهرها، و مناظری که برای الهام‌گیری به شما کمک می‌کنند بنگرید. به لباس‌های افراد جامعه‌تان بنگرید و به این فکر کنید که در طول روز چگونه کار می‌کنند. به زیست‌بوم‌های واقعی بنگرید و در مورد آنها از خود سوال کنید. و البته، تحقیق کنید، با دیگران گفتگو کنید، و میزان حساسیت خواننده‌ها را در نظر داشته باشید.

8. تحقیق کنید و فهرست بنویسید.

فهرست‌ها دوست شما هستند. یک فهرست از نام‌های رایج در جهان ساخته خودتان تهیه کنید. فهرست‎هایی از نام‌های رایج در شهرها بسازید. به نام‌های گیاهان و جواهرات نیز سر بزنید. به طور اساسی این فهرست‌ها هرگز از نیاز شما پیشی نمی‌گیرند.

9. از جهان خود نقشه بکشید.

بعضی از افراد بیشتر از دیگران به نقشه مراجعه می‌کنند. اگر احساس می‌کنید نیاز دارید یک نقشه ترسیم کرده و در آن جای هر دره و روستا را مشخص کنید، حتما این کار را انجام دهید. اما اگر در مورد جزییات چندان سختگیر نیستید، می‌توانید چند نکته در مورد فاصله مکان‌ها از هم یادداشت کنید. به هر صورت، پیش از شروع کردن داستان اصلی باید به ادراک از محیط و جغرافیای طبیعی برسید.

10. در مورد زبان‌شناسی مطالعه کنید.

اگر برایتان جذابیتی ندارد مجبور به خلق یک زبان کامل نیستید. اما باید تا حدی به زبان‌سازی بپردازید، یا اگر می‌خواهید صرفا چند واژه تخیلی داشته باشید، چند لحظه صرف کنید تا چند واژه اصلی فانتزی جهان خود را بسازید، و سپس به این فکر کنید که این واژگان چگونه با هم ترکیب می‌شوند تا معنای کاملا جدیدی را به هستی بیاورند.

11. در اطلاعات دادن زیاده‌روی نکنید.

شما باید زیر و بم اسرار جهان خود را بدانید. اما کاراکترهای داستان احتمالا این گونه نیستند. مطمئن شوید که کاراکترهای داستان حقایقی کسالت‌آور در مورد بنیان نهاده شدن شهرشان یا بوم‌شناسی جنگلی سحرآمیز را به زبان نمی‌آورند. بگذارید خواننده‌ها و شنونده‌های‌تان در حالی که در جهان داستانی شما سیاحت می‌کنند در مورد آن بفهمند، به جای اینکه حجم عظیمی از توضیحات به آنها داده شود.

12. در مورد دلیل و تاثیر فکر کنید.

سوالاتی با مضمون "چه می‌شد اگر ...؟" را از خود بپرسید. چه می‌شد اگر یک کشور هرگز مستعمره نمی‌شد؟ چه تاثیری روی فناوری یا فرهنگ داشت؟ چه می‌شد اگر همه یک حیوان همزاد جادویی داشتند؟ آیا فناوری تغییری می‌کرد؟ چه می‌شد اگر ابرقهرمان انی داشتیم، اما آنها همواره در نبردهای خود شهرها را ویران می‌کردند؟ حتی اگر تغییر کوچکی به جهان واقعی بدهید، می‌تواند موجب انشعاب‌های بسیاری در تاریخ شود.

13. به جزییات توجه داشته باشید.

مطمئنا می‌دانید به معجون جادویی درون داستان‌تان چه گفته می‌شود، اما این معجون چه بویی دارد؟ ممکن است یک جنگل درون داستان‌تان توسط ارواح تسخیر شده باشد، اما برگ‌های این جنگل چه درجه‌ای از رنگ سبز را دارند؟ مزه‌های غالب در آشپزی محلی چیست؟ در مورد جزییات داستانی خود مواردی منحصر به فرد داشته باشید تا بتوانید یک جهان فانتزی باورپذیر و زنده بسازید، نه یک کپی ناشیانه از جهان‌هایی که افراد دیگر ساخته‌اند.

14. دلیلی داشته باشید که چرا داستان‌تان اکنون اتفاق می‌افتد.

چرا اکنون؟ شاید دهه ها باشد که یک قاره درگیر تنش است، یا شاید یک غریبه همه چیز را در قصبه‌ای کوچک تغییر داده باشد. موضوع هر چه که باشد، تصمیم بگیرید که چرا اکنون زمانی است که تاریخچه جهان ساختگی شما بهتر از هر زمان دیگری به داستان شما خدمت می‌کند.

15. به جهان تخیلی خود عشق بورزید.

جهان تخیلی‌ای خلق کنید که در موردش هیجان دارید، حتی اگر به معنای رعایت نکردن بعضی از نکات قبلی باشد. اگر عاشق جهان خود نباشید، خوانندگان نیز عاشق آن نخواهند شد. خصوصیات و جزییاتی که باعث می‌شوند به جهان‌تان عشق بورزید را پیدا کنید، و سعی داشته باشید که از جهان‌های فانتزی دیگری که مشابه بوده‌اند کپی نکنید. تمام جهان‌تان متعلق به خودتان باشد.