نگاهی به گذر واژه‌ها از پهلوی به پارسی نو

  • شروع کننده موضوع Hmrz.shd
  • تاریخ شروع
Hmrz.shd

Hmrz.shd

کاربر ناول کافه
کاربر انجمن
25/3/19
2,261
20,390
113
زمین والیبال...
دگردیسی یا کوتاه شدن پیشوند “دوش” به “دُش”.
پیشوند “دوُش” به چم “بَد” پیشوندی است که از زبان پارسی باستان به زبان پهلوی آمده و در پارسی نو به دیسه “دُش” کوتاه شده است. نمونه‌های آن را در واژه‌های چون دشمن، دشوار و دشنام می‌بینیم. در زیر چند واژه پهلوی با پیشوند “دوش” می‌آید:
دوُش‌چشم= بدچشم
دوش‌خرتو= بدخرد
دوش‌آموخت= بدآموخته
دوش‌آکاس= بدآموخته، نادان (آکاس= آگاه)
دوش‌ارز= بی‌ارزش، کم‌ارزش
دوش‌بخت= بدبخت
دوش‌چهر= بدچهره، زشت
پسوند پهلوی “یشن” در زبان پارسی کوتاه شده و به دیسه “ش” درآمده است.
اَپخشاییشن= بخشایش
اَپردیشن= پردازش
آموژیشن= آموزش
آمورزیشن= آمرزش
آموختیشن= آموزش
آماریشن= آمارش
 
Hmrz.shd

Hmrz.shd

کاربر ناول کافه
کاربر انجمن
25/3/19
2,261
20,390
113
زمین والیبال...
پیشوند “اَ” یکی از نشانه‌های نایی در زبان پهلوی است که در پارسی نو یا افتاده یا جایش را به نشانه‌های “نا” یا “بی” داده است. مانند
اَکار= ناکارامد (غیر فعال)
اَبون= بی بن (بون= بُن)
اَاَمرداد= اَمرداد (نک. یادآوری ۳)
اَبیم= نترس
اَسر= بی‌سر، بی‌آغاز
اَشایست= ناشایست
پیشوند “اَپی” که در زبان پهلوی نشانه نایی است در پارسی نو به دیسه “بی” کوتاه شده است. مانند
اَپی‌هوش= بی‌هوش
اَپی‌ستون= بی‌ستون
اَپی‌سوت= سود
اَپی‌گاس= بی‌گاه، بی‌موقع
اَپی‌گومان= بی‌گمان
 
Hmrz.shd

Hmrz.shd

کاربر ناول کافه
کاربر انجمن
25/3/19
2,261
20,390
113
زمین والیبال...
پیشوند “اَبی” نیز که در زبان پهلوی نشانه نایی است در پارسی نو به دیسه “بی” کوتاه شده است.
به نگر می‌رسد که پیشوند “اَبی” همان پیشوند “اَپی” باشد که در آن واک “پ” به “ب” دگردیسه شده است. مانند
اَبی‌خار= بی‌خار
اَبی‌پوست = بی‌پوست
اَبی‌راه= بی‌راه (گمراه)
کوتاه شدن پسوند “ایژک” که نشانه کوچکی [اسم مصغر] است به “ک”. مانند
گیاهیژگ= گیاهک (گیاه کوچک)
و سرخیژک= سرخک
یادآوری (۸): در گویشهای روستایی به سرخک “سرخِژه” می‌گویند.
نشانه بیشال [جمع] “یها” کوتاه شده و به دیسه “ها” در آمده است. مانند کوفیها که شده کوها (کوف = کوه)
یادآوری (۹): در گویشهای روستای نشان بیشال “ها” به “ا” کوتاه شده است. مانند باغ باغا، درخت درختا. در پاره‌ای روستاها برای بیشال بستن از “یا” سود می‌جویند. برای نمونه می‌گویند: باغ باغیا، درخت درختیا و گل گلیا که بیانگر آن است که “ه” از نشانه بیشال “یها” افتاده و شده “یا”.
یادآوری پایانی
زبان پهلوی زبانی است توانمند و نسکهای چندی از این زبان با واژه‌های فراوان به یادگار مانده است. بسیاری از این واژه‌ها وارد زبان پارسی شده‌اند؛ ولی بسیاری دیگر به فراموشی سپرده شده‌اند. با در نگر داشتن چگونگی روند دگردیسی واژه‌ها در گذر از زبان پهلوی به زبان پارسی می‌توان واژه‌های فراموش شده را دوباره در زبان پارسی به کار گرفت و زبان پارسی را توانمند ساخت. برای نمونه هنگامی که می‌دانیم واژه “خجستک” پهلوی در زبان پارسی “خجسته” شده، با همین روش، اگر واژه “گجستک” [نفرین‌شده] را به زبان پارسی بیاوریم “گجسته” می‌شود. افزون بر آن شماری از واژه‌ها را هم می‌توان به همان دیسه‌ای که هستند وارد زبان پارسی کرد. برای نمونه می‌توان “اوگار” (پایین رفتن آب دریا) را به جای جزر و “آپیک” را به جای مایع به کار گرفت.