معرفی کاراکتر | آکوامن Aquaman

  • شروع کننده موضوع Mlik
  • تاریخ شروع
Mlik

Mlik

کاربر ناول کافه
عضو انجمن
27/4/19
621
1,279
77
19
جینگیل اباد
آکوامن Aquaman
ناشر : DC
خالق : مورت وایزینگر، پل نوریس
اولین حضور : شماره ۷۳ More Fun Comics (اکتبر ۱۹۷۴)
نام واقعی : آرتور کری/اورین
توانایی خاص : کنترل موجودات دریایی از طریق ارتباط با افکار، فیزیولوژی خاص برگرفته از آب که به او قدرت‌های ابرانسانی می‌دهد، سرعت شنا بسیار بالا، تنفس در زیر آب، تمام زبان‌های دنیا را می‌داند و صحبت می‌کند
نژاد : انسان، آبزی
وضعیت : زنده

آرتور کری معروف به آکوامن، پادشاه هفت دریا و فرمان روای آتلانتیس، فرزند پدری آمریکایی نگهبان فانوس دریایی در خلیج آمنسیتی و مادری آتلانتیسی از خاندانی سلطنتی است. او یکی از بنیان‌گذاران لیگ عدالت و از شناخته‌شده‌ترین ابرقهرمان ان دی‌سی است.

خاستگاه

آکوامن در کودکی
بر طبق اولین داستان سرآغاز وی، آکوامن (Aquaman) معروف به آرتور کِری (Arthur Curry) پسر آتلانا (Atlana) و تام کِری (Tom Curry) بود. آتلانا پرنسسی آتلانتیسی بود که به خاطر علاقه ی زیاد و همچنین بازدیدهای گاه و بیگاه به دنیای بالای آب، از آتلانتیس (Atlantis) تبعید شده بود و تام کری مردی از دنیای سطح زمین و نگهبان فانوس دریایی بود. شبی در میان یک طوفان وحشتناک، تام کری آتلانا را پیدا می‌کند که توسط امواج به ساحل آورده شده و او را از گزند نجات می‌دهد. کری و آتلانا هر دو فانوس دریایی را مبدل به خانه‌ی خود نموده و رابطه‌ای قوی را شروع می‌کنند که بعدها منجر به یک رابطه‌ی عاطفی و سپس منجر به تولد آرتور می‌گردد.
تام کری رابطه اش با آتلانا را می‌پذیرد و با اینکه همیشه می‌داند که بیشتر از آنچه آتلانا بروز می‌دهد در مورد او وجود دارد، هیچوقت از او در مورد گذشته‌اش سوالی نمی‌پرسد. بعد از به دنیا آمدن آرتور، تمام این مسائل حتی بی‌اهمیت‌تر از قبل می‌شود زیرا آرتور رابطه‌ی آن دو را محکم‌تر کرد. دو سال بعد از تولد آرتور، وی درحالی که یک ساعت تمام بدون اینکه غرق شود در زیر آب بازی می‌کرد توسط تام پیدا می‌شود. چندین سال بعد، تام و خودِ آرتور حقیقت را درباره‌ی گذشته‌ی آتلانا درمی‌یابند. آتلانا هنگامی که در بستر مرگ بود فاش می‌کند که از قاره‌ی گم شده‌ی آتلانتیس می‌آید. وی همچنین برای آرتور فاش می‌کند که او توانایی تنفس و زندگی زیرآب و همچنین توانایی ارتباط برقرار کردن و کنترل تمام موجودات دریایی را از او به ارث برده است.
پس از مرگ آتلانا، پدر آرتور مصمم می‌شود تا آرتور را هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روانی آموزش دهد تا روزی بر قدرت‌هایش کنترل کامل پیدا کند. تام همچنین به آرتور درس می‌دهد تا خودش را به عنوان شخص ویژه‌ای درنظر بگیرد، به عنوان ناجی اقیانوس‌ها، به عنوان پادشاه هفت دریا. بعدها، پس از مرگ تام، آرتور کری فانوس دریایی را که سال‌ها خانه‌ی او و خانواده‌اش بوده ترک می‌کند تا پا به اقیانوس بگذارد و سرنوشت حقیقی خود را پیدا کند. او بعدها پادشاه آتلانتیس می‌شود و با مِرا (Mera) ازدواج می‌کند. مرا بازدیدکننده‌ای از یک دنیای آبی که در بُعدی دیگر قرار داشت، به نام زیبل (Xebel) بود. آرتور همچنین آکوالَد (Aqualad) جوان را زیر بال و پر خود می‌گیرد و با کمک‌های گاه و بیگاه مرا با نیروهای شیطانی می‌جنگد.
آفرینش
آکوامن توسط مورت وایزینگر (Mort Weisinger) و پل نوریس (Paul Norris) خلق شد و اولین بار در شماره ۷۳ کمیک More Fun Comics پدیدار شد.
تحولات شخصیت
عصر طلایی: زمین دو (۱۹۵۰- ۱۹۳۸) Golden Age: Earth-Two



آرتور در اولین روزهای حضورش در کمیک ها قادر بود تا زیر آب نفس بکشد، با سرعت بالا شنا کند و با جانداران دریایی حرف بزند. به جای اینکه به طور ذهنی با موجودات دریایی صحبت کند، دیده می‌شد که او مستقیماً با موجودات دریایی گفتگو می‌کند که این ارتباط با جانداران نزدیک وی بهتر بود. آرتور همچنین قدرت بدنی فوق العاده را از اجداد آتلانتیسی خود به ارث برد. اگرچه از او به عنوان «فرمان روای دریاها» نام برده می‌شود که تمام اقیانوس قلمرو اوست، این موضوع هیچوقت کاملاً تصدیق نشد. ماجراهای آکوامن در تمامی نقاط جهان اتفاق می‌افتاد و خلوتگاه او «یک معبد باستانی آتلانتیس گمشده در زیر آب» بود که بر تخت آن می‌نشست.
در اولین ماجراجویی های وی، بیشتر دشمنان آکوامن فرمان دهان زیردریایی‌های نازی‌ها و متحدین (کشورهایی شامل ژاپن، آلمان، ایتالیا و چند کشور دیگر که در جنگ جهانی دوم علیه متفقین می‌جنگیدند) بودند. اما او خیلی زود علاوه بر مبارزه با تهدیدهای گوناگون نسبت به موجودات و فعالیت های دریایی، شروع به مبارزه با دریانوردان تبهکار گوناگون از جمله دزدان دریایی عصر جدید و مخصوصاً دشمن بلند مدت خود «کاپیتان جک سیاه Black Jack» کرد. آخرین حضور آکوامن در شماره ی ۱۰۷ کمیک More Fun Comics بود و در سال ۱۹۴۶ دوباره در شماره ی ۱۰۳ از کمیک Adventure Comics همراه با «پیکان سبز» (Green Arrow) و «سوپربوی» (Superboy) به حضور خود ادامه داد.
عصر نقره ای: زمین یک (۱۹۷۰-۱۹۵۶) Silver Age: Earth-One
ماجراهای آکوامن در دهه‌ی ۱۹۵۰ در کمیک Adventure Comics به عنوان یکی از معدود قهرمان ‌هایی که در تمام این دهه انتشار بی‌وقفه داشته‌اند، ادامه پیدا کرد و همچنین با وارد کردن عناصر جدید، مانند ورود شخصیت های فرعی مختلف و ایجاد تغییرات جزئی در منشا، قدرت‌ها، طرح و شخصیت وی، اقدام به گسترش اسطوره‌شناسی آکوامن شد. این عناصر اولین بار در شماره ی ۲۲۹ Adventure Comics به وقوع پیوست وقتی که دستیار اختاپوس آکوامن، یعنی توپو (Topo) را معرفی کردند.
در شماره ی ۲۶۰ Adventure Comics مشخص شد که آکوامن پسر تام کری، نگهبان فانوس دریایی، و آتلانا، شاهدخت سلطنتی که به خاطر علاقه و بازدیدهای مکرر از سطح زمین از آتلانتیس تبعید شده بود، می‌باشد. از آنجایی که آرتور نیمه انسان/نیمه آتلانتیسی به دنیا آمده بود، نه تنها می‌توانست روی زمین زنده بماند، بلکه می‌توانست بدون نفس گرفتن زیر آب تنفس کند. وی همچنین صاحب توانایی‌های فوق بشری مانند: قدرت، صحبت با موجودات دریایی و مهارت شنا با سرعت بالا بود. در نهایت، آرتور تصمیم گرفت تا از استعدادهایش برای محافظت از بستر اقیانوس استفاده کند. وی به عنوان آکوابوی (Aquaboy) پا به عرضه گذاشت و خیلی زود اولین برخوردش با سوپربوی (که در آن زمان جزو معدود ابرقهرمان ‌های فعال زمین بود) را تجربه کرد. بعدها، وقتی آرتور بزرگ شد، خودش را «آکوامن» نامید.
سپس مشخص شد که پس از مرگ آتلانا، تام کری با انسانی معمولی ازدواج کرده و صاحب پسری به نام اورم (Orm) شده است. اورم کودکی پردردسری داشت و آرتور دائماً ضامن او در پیشگاه قانون می‌شد. اورم با بزرگ شدن زیر سایه ی آرتور نفرت زیادی نسبت به او پیدا کرد، نه فقط به خاطر قدرت‌هایی که هیچ وقت نمی‌توانست صاحبشان باشد، بلکه به این خاطر که فکر می‌کرد پدرش به آرتور علاقه‌ی بیشتری دارد. اورم سرانجام دچار فراموشی گردید و برای مدتی ناپدید شد و دوباره سال ها بعد به عنوان یکی از بزرگترین دشمنان آکوامن معروف به اقیانوس سالار (Ocean Master) پدیدار شد.
در دوران نقره ای، توانایی آکوامن برای صحبت با موجودات دریایی خیلی زود تبدیل به یک رابطه ی تلپاتی کاملاً پیشرفته با موجودات آبی حتی از مسافت های دور، شد اما از همان موقع شروع به ایجاد یک ضعف مشخص کرد. با اینکه گفته می‌شد که او می‌تواند هم در آب و هم خارج از آب به خوبی نفس بکشد، اما او حالا باید هر ساعت با آب تماس برقرار می‌کرد تا از کم آبی نمیرد.
عصر مدرن: زمین جدید (۱۹۸۵ – تابحال) Modern Age: New Earth

آکوامن زمین جدید
بعد از این که جهان دی سی پس از جریان «بحران در زمین‌های نامحدود» (Crisis on Infinite Earths) کار خود را دوباره از اول شروع کرد (یا به اصطلاح «ریبوت» شد) مجموعه کمیک های محدودی از آکوامن در اواخر دهه ی ۸۰ و اوایل دهه ی ۹۰ به چاپ رسید. در سال ۱۹۸۶ مجموعه‌ی ۴ قسمتی آکوامن به قلم نیل پوزنر (Neal Pozner) آکوامن را با لباسی جدید و آبی نشان داد. این مجموعه به خوبی مورد استقبال قرار گرفت و دنباله ای محدود برای این مجموعه در نظر گرفته شده بود ولی در نهایت کنسل شد. این مجموعه همچنین جزئیات بیشتری از منشا آکوامن عصر نقره‌ای را بیان می‌کرد مانند رابطه‌ی آکوامن و برادرناتنی‌اش، اقیانوس سالار که منشا وی هم به صورت کامل‌تری بیان شد. این مجموعه همچنین عناصر جادویی را به داستان‌های آکوامن اضافه کرد و اقیانوس سالار را به عنوان یک جادوگر معرفی کرد. آکوامن دوباره با لباس آبی خود در سال ۱۹۸۸ در شماره‌ی اول کمیک آکوامن ویژه (Aquaman Special #1) پدیدار شد. در اواخر سال ۱۹۸۸ آکوامن دوباره با لباس سبز و نارنجی ظاهر شد.
پس از دوران نقره‌ای و ریبوت دنیای دی سی منشا آکوامن نیز تغییر یافت. از این پس او اورین (Orin) ولیعهد آتلانتیس، پسر ملکه آتلانا و آتلان (Atlan) بود. آتلان جادوگری مرموز بود و از آنجایی که می‌دانست پادشاه ترویس (King Trevis) نمی‌تواند از آتلانا صاحب فرزندی شود، در هنگام یک رویا آتلانا را آبستن کرد. سپس آینده‌ی بچه را پیشگویی کرد و او را به یاد جدّش، اورین نامید. ترویس بلافاصله فهمید که اورین پسر او نیست زیرا صاحب موهای بلوند بود که ممکن بود نفرین کورداکس (Kordax) را تصرف کند. به خاطر خرافات بسیار آتلانتیسی‌ها بچه به عنوان یک ناکامی در حاملگی اعلام شد و او را در صخره‌ی آبی بخشش (Mercy Reef) گذاشتند تا بمیرد. تنها کسی که در حمایت از او سخن گفت فردی به نام والکو (Vulko) بود. والکو یک دانشمند بود که به هیچ وجه تحمل اسطوره یا خرافات را نداشت ولی کسی به حرف‌های او گوش نداد و وی سال‌ها بعد به یکی از دوستان و راهنمایان نزدیک اورین جوان تبدیل شد.

آکوامن در لباس آبی
بعد از اینکه اورین را در صخره ی آبی بخشش گذاشتند، توانایی او برای ارتباط برقرار کردن با موجودات دریایی سبب شد که توسط دلفین‌ها بزرگ شود. مادر ناتنی او، پورم (Porm) او را شناگر نامید، ولی بعد از اینکه صیادان برادر ناتنی‌اش درین (Drin) را کشتند خانواده‌ی جدیدش را ترک کرد. ملاقات بعدی او با انسان‌ها مربوط به تام کری می‌شد، نگهبان فانوس دریایی که او را به فرزندی قبول کرد و قبل از مرگش اسم او را آرتور کری گذاشت. آرتور سپس در آلاسکا مستقر شد که در آنجا با کاکو (Kako) ملاقات کرد و عاشق او شد. وی همچنین سبب نفرت اورم، اقیانوس سالار آینده شد که بعدها معلوم گردید که برادر ناتنی او از پدرشان آتلان و زنی دیگر بوده است. هنگامی که کاکو حامله بود، یک خدای شیطانی به نام نولیاجوک (Nuliajuk)، قبل از اینکه آرتور بداند که کاکو پسر او یعنی کوریاک (Koryak) را در شکم دارد، او را مجبور به رفتن کرد.
ملاقات بعدی او با یک خدا مربوط به پسر پوسایدون (Poseidon) یعنی تریتون (Triton) می‌شود، هنگامی که او جان پرنسس دایانا را (Princess Diana) نجات داد. او بعدها بیشتر در دریا می‌ماند و از دید انسان ها مخفی می‌شد تا وقتی که پوسایدونیس را پیدا کرد. وقتی که آرتور به آتلانتیس برگشت به خاطر دولت دیکتاتوری آن زمان دستگیر شد و برای بیگاری به یک زندانی آکواریومی فرستاده شد و در آنجا تحت تعلیم والکو قرار گرفت که به او زبان آتلانتیسی را یاد داد. هنگامی که آرتور در زندان بود فهمید که مادرش نیز زندانی است، اما پس از مرگ مادرش از زندان فرار کرد. او سپس به سطح زمین رفت و با نام «آکوامن» که فلش (Flash) هنگام مبارزه با تریکستر (Trickster) روی او گذاشته بود به عنوان یکی از قهرمان ان آن زمان مطرح شد و به لیگ عدالت آمریکا (Justice League of America) پیوست.
بعد از آن که دوباره به پوسایدونیس برگشت، فهمید که والکو انقلابی به راه انداخته و او را به عنوان پادشاه بر حق آتلانتیس می‌خوانَد. وی سپس پادشاه آتلانتیس شد و بعدها مرا را دید و با او ازدواج کرد.
۵۲ جدید: زمین صفر New 52: Earth-0
از نظر زمانی اولین حضور آکوامن در ۵۲ جدید مربوط به شماره ی ۳ از کمیک لیگ عدالت می‌شود (آرک اول کمیک اتحادیه‌ی عدالت پنج سال پیشتر از خط زمانی اصلی را دنبال می‌کرد) که در آن با سوپرمن، بتمن، واندروومن، فلش (بری آلن) و هال جردن (و بعدها سایبورگ) در یک تیم قرار گرفت تا با حمله‌ی اپوکالیپسی‌ها به زمین توسط دارک‌ساید و فوق اجنه‌هایش مقابله کند. پس از شکست موفقیت‌آمیز نیروهای دارک‌ساید، آکوامن و بقیه اتحادیه‌ی عدالت را تشکیل دادند.
وقایع پس از حادثه‌ی نقطه‌ی انفجار (Flashpoint) تغییرات مهمی را در رابطه با گذشته و منشا آکوامن به وجود آورد. بار دیگر منشا دوران نقره‌ای آکوامن به عنوان پسر نیمه انسان/نیمه آتلانتیسی تام کری و آتلانا گفته شد و وی به همراه مِرا به خلیج آمنسیتی (Amnesty Bay) برگشت. رفتارهای خشن نسبت به اقیانوس‌ها در دوران حکومتش باعث پریشانی او شد و تصمیم گرفت تا از تاج و تخت آتلانتیس کناره‌گیری کند و به یک قهرمان تمام وقت تبدیل شود. ولی در سطح زمین با مسئله‌ی عدم محبوبیت در بین عموم درگیر بود که هنوز او را به عنوان یک ابرانسان ضعیف ناکارآمد با قدرت های غیرمفید می‌دانستند که همیشه دست مایه‌ی تمسخر است. البته بعد از آن که اقیانوس سالار Ocean Master و آتلانتیسی‌ها در سطح زمین جنگ به پا کردند، آرتور دوباره تاج و تخت را به دست آورد و پادشاه آتلانتیس شد تا تمام اختلافات بین دو جهان را سامان ببخشد و آتلانتیس را بار دیگر یک ملت قدرتمند و سختکوش کند.
آرک های داستانی مهم
عصر مدرن: زمین جدید
بازگشت به آتلانتیس

آرتور همچنان خاطراتی از دریا دارد بنابراین تصمیم می‌گیرد بفهمد که واقعاً چه کسی است و اهل کجا می‌باشد. او عمیق‌تر و دورتر از آنچه که همیشه رفته بود، شنا می‌کند و بعد از مدتی به طور تصادفی به محل تولدش، آتلانتیس، می‌رسد. ولی، شادی او دیری نمی‌پاید و او توسط سربازان آتلانتیسی دستگیر و به یک بازداشتگاه اسرای آتلانتیسی برده می‌شود. مشخص می‌شود که ملکه‌ی آتلانتیس، آتلانا (مادر اورین) و دولت او توسط گروه ظالم و دیکتاتوری که می‌خواستند با خودکامگی بر آتلانتیس حکومت کنند، سرنگون شده است. آنها آتلانا و دولتش و هر که را که از آنها پشتیبانی می‌کرد را به قرارگاه اسرا برده‌اند.
اورین ترسیده، تنها و یک غریبه است. خوشبختانه دو نفر او را می‌شناسند: آتلانا و والکو. والکو احساس می‌کند که لازم است به شاهزاده‌ی جوان کمک کند و لذا به او صحبت به زبان آتلانتیسی را می‌آموزد تا صحبت های دیگر زندانیان را متوجه شود. آتلانا هویت خود را برای اورین فاش می‌کند و به او می‌گوید که اورین پسر او و جانشین برحق تاج و تخت آتلانتیس است. وی کمی بعد کشته شد.
تبدیل شدن به یک ابرقهرمان و عضویت در اتحادیه‌ی عدالت آمریکا

اورین موفق می‌شود تا از قرارگاه فرار کند و سوگند می‌خورد که روزی برگردد و مردم آتلانتیس را نجات دهد. او به سطح آب بازمی‌گردد و گذارش به دومین فلش (بری آلن) می‌خورد که او را متقاعد می‌کند تا یک ابرقهرمان شود. آرتور و بری نهایتاً با هم دوست شده و بعد همراه با دیگر قهرمان ان از بنیان‌گذاران اتحادیه‌ی عدالت آمریکا می‌شوند. برای مدتی وقتی که پایگاه آن‌ها در دیترویت واقعا در ایالت میشیگان قرار داشت، او حتی رهبر اتحادیه‌ی عدالت آمریکا نیز شد. او در ماجراهای بسیاری تیم را رهبری کرد تا وقتی که نهایتاً از تیم خارج شد زیرا احتیاج داشت تا به دلایل سیاسی و شخصی به آتلانتیس بازگردد.
مرگ یک شاهزاده
اورین به آتلانتیس بازمی‌گردد تا مردمش را از دیکتاتوری نجات دهد. از آنجایی که اورین یک آتلانتیسی دورگه بود، بسیار قوی تر،سریع تر و پایدارتر از هر آتلانتیسی دیگر بود. او همچنین قادر بود تا به صورت تلپاتی با جانوران دریایی صحبت کند، بنابراین می‌توانست بیشتر آتلانتیس را به تنهایی پس بگیرد. اقدامات او بر آتلانتیسی‌ها تاثیرگذار بود به طوری که باعث شد تا آن ها نیز شروع به مبارزه کنند، دولت دیکتاتوری را سرنگون و شهر را آزاد کنند.
 
  • لایک
Reactions: Niku
Mlik

Mlik

کاربر ناول کافه
عضو انجمن
27/4/19
621
1,279
77
19
جینگیل اباد
مرگ یک شاهزاده…
آتلانتیسی ها به هویت واقعی اورین پی بردند: که او پسر آتلانا و جانشین برحق تاج و تخت آتلانتیس است و بنابراین او را پادشاه جدید آتلانتیس کردند. سپس اورین به آهستگی شروع به معرفی آتلانتیس به دنیای سطح زمین کرد. در همین زمان ها بود که او شاگردی به نام گارث (Garth) را برای خود انتخاب کرد که بعدها به عنوان آکوالد (Aqualad) معروف شد.(و البته بعد به تِمپِست (Tempest) تبدیل شد). آن ها با هم ماجراهای بسیاری را تجربه کردند و آکوامن همچنین با ملکه‌ای از بعدی دیگر، به نام مِرا ازدواج کرد. آن سرانجام صاحب پسری به نام آرتور کِری جونیور شدند. ولی، اورین در تقلا بود تا میان پادشاه بودن و ابرقهرمان بودن تعادل برقرار کند.
در نهایت دشمن آکوامن، مانتای سیاه (Black Manta) ، پسر اورین را اسیر کرد و به قتل رساند که باعث شکافی بین اورین و همسرش شد. مرا از شدت اندوه دیوانه شد و به تیمارستانی در پوسایدونیس (شهری در آتلانتیس) فرستاده شد. اندکی بعد، نیرویی فضایی آتلانتیس را فتح کرد. ارتور مجبور شد تا دنیا را نجات دهد و در همین حین مِرا که از تیمارستان گریخته بود و او را به خاطر مرگ پسرشان مقصر می‌دانست برای او ایجاد ممانعت می‌کرد. سپس با رعشه‌ای از خشم، مرا بُعد آکوامن را ترک کرد. بعد از اینکه آتلانتیس آزاد شد، آرتور می‌دانست که باید در آتلانتیس بماند و بنابراین از اتحادیه‌ی عدالت استعفا داد. وی برای مدتی به عنوان نماینده‌ی آتلانتیس در سازمان ملل خدمت می‌کرد اما همیشه خود را درحالی می‌یافت که به نقش ابرقهرمان بازگشته است.
آکوامن هرچه بیشتر و بیشتر به شخصی منزوی و معتاد به کار تبدیل شد و سرانجام به اقیانوس ها بازگشت. پس از آن درگیر تازه‌ترین تلاش مانتای سیاه برای نابودی آتلانتیس به وسیله ی ایجاد جنگ بین آتلانتیس و سطح خشکی شد. پس از وقایع جنگ، آرتور تاریخچه‌ی آتلانتیس را دریافت کرد و همه چیز را در مورد تاریخ مردمش فهمید و پی برد که اقیانوس‌سالار در واقع برادر ناتنی‌اش، اورم، بوده. با وجود تمام آشوب‌هایی که در زندگی‌اش بود آرتور دچار افسردگی شدیدی شد. او عمیقاً افسرده شد و از گارث و مردمش فاصله گرفت و دیگر علاقه ای به آتلانتیس یا ابرقهرمان بودن نداشت.
بازگشت به نبرد

آکوامن و زوبینش
آرتور به زودی توسط همکار طولانی مدت خود آکوالد مجبور به بازگشت به صحنه‌ی نبرد شد. اندکی پس از بازگشتش، آکوامن دست چپ خود را از دست داد. این اتفاق وقتی افتاد که کاریبدیس (Charybdis) دیوانه توانایی صحبت کردن او با موجودات دریایی را دزدید و دست او را در مخزنی پر از ماهی‌های گوشتخوار پیرانا قرار داد. این کار احتمالاً باعث شد که آرتور کمی روانی و خشن‌تر شود زیرا بعد شروع به دیدن خواب‌های پیشگویی‌وار عجیبی کرد. در توضیح این که کاریبدیس کیست و چرا با آکوامن دشمنی دارد باید گفت که کاریبدیس و همسرش، «سیلا» (Scylla) تروریست‌های بین‌المللی بودند که به دنبال کشتن آکوامن بودند ولی سیلا در حین این کار کشته شده و کاریبدیس از شدت اندوه، دیوانه می‌شود. او از توانایی‌اش برای خنثی کردن قدرت‌های ابرانسانی دیگران استفاده می‌کند تا آن‌ها را شکست دهد و همانطور که گفته شد سعی کرد تا با مکیدن قدرت‌های آکوامن او را شکست دهد.
اورین پس از آنکه دست خود را از دست داد، زوبینی را جایگزین دست خود کرد که منجر به ظاهری کاملاً جدید شد. آرتور لباس کلاسیک نارنجی رنگش را دور انداخت و زرهی نقره‌ای و گلادیاتور وار به تن کرد که تنها قسمت بالایی سمت راست سینه‌اش و قسمتی از بازویش را می‌پوشاند. وی همچنین موهایش را بلند کرد و ریشی درهم و برهم گذاشت. بعد از اینکه آکوالد در یک ماموریت تک‌نفری ناپدید شد، «دلفین» به آکوامن پیوست. دلفین دختری بود که در حین غرق شدن کشتی‌اش نژادی بیگانه او را دزدیدند تا از او به عنوان نمونه‌ی آزمایشگاهی استفاده کنند که باعث شد به قدرت‌های ابرانسانی دست یابد. او سپس از آزمایشگاه فرار کرد و بعدها با آکوامن ملاقات کرد.
آکوامن سپس فهمید که پسری نامشروع به نام کوریاک بزر اثر دیداری قبلی از مناطق شمالی کانادا دارد. آکوامن حمله‌ای از جانب شرورهای اپوکالیپس را دفع نمود و در این راه کوریاک نیز به او پیوست و با او به آتلانتیس بازگشت. زوبین آکوامن به زودی در نبردی نابود شد، بنابراین اورین آن را با نمونه‌ای سایبرنتی از آزمایشگاه‌های استار عوض کرد. این زوبین جدید، قرقره‌ای عقب‌گرد داشت که او کاملاً می‌توانست آن را کنترل کند.
بازگشت تاناتوس

تاناتوس. او همزاد آکوامن از دنیای دیگر است.
بعد از اینکه پادشاه پوسایدونیس در یکی از زمین لرزه‌های متعدد کشته شد، کوریاک موفق به متقاعد کردن مردم به ترک شهر شد. آکوامن همراه با دلفین به شهر خالی برگشت و آن‌ها شبی را با هم گذراندند. ولی بدبختانه، مرا از راه رسید و مچ آن‌ها را گرفت. مرا به صورت جزئی دچار فراموشی شده و هنوز عاشق آرتور بود و بعد از این واقعه از شهر گریخت. اورین و دلفین او را تا گودالی که در آن حوالی قرار داشت تعقیب کردند و در آنجا توسط «تاناتوس» (Thanatos) به یک بعد موازی کشیده شدند. ساکنان فضایی جن‌گونه‌ای که بر آن بعد حکومت می‌کردند تاناتوس را به جنگ آکوامن فرستادند. وقتی اورین تاناتوس را شکست داد ولی از کشتن او امتناع کرد، آن‌ها فرمان دادند که اورین باید تا زمانی که به اندازه‌ی کافی شرور نشده، در آنجا بماند در حالی که تاناتوس آزاد بود تا به زمین بیاید. تاناتوس انتظار داشت که قلمرویی برای فرمان روایی پیدا کند، اما در عوض وارد یک شهر متروک شد. وی در حالی که وانمود می‌کرد که اورین است، به دنیای سطح آب اعلان جنگ کرد ولی اندکی بعد به طرز غیرمنتظره‌ای بر اثر یک زمین لرزه‌ی سهمگین کشته شد. اورین فهمید که مرا به مدت نه سال به زمان آنجا (حدود یک سال در دنیای واقعی) در آن بعد زندگی کرده و بعد از رسیدنش دقیقاً نه ماه بعد صاحب پسری شده است. آن پسر،« ای. جی.» (A.J.)، هم می‌توانست فرزند آرتور باشد هم فرزند تاناتوس زیرا در آن زمان مرا تحت تسلط کامل تاناتوس بود. اورین موفق به تماس با پدرش آتلان شد که وی نیز به کمک پسرش آمد و از جادویش برای بازگرداندن اورین و دوستانش به زمین استفاده کرد. متاسفانه به دلیل تفاوت در زمان دو جهان و به دلیل اینکه ای. جی. اهل دنیای دیگر بود، به سرعت شروع به مسن شدن کرد. مرا برای نجات جان ای. جی. او را از همان پرتال عقب کشید.
جنگ شکارچی/گردآورنده
اورین و دلفین پی بردند که زیر پوسایدونیس قرار دارند و نیز تمام این شهر گنبدی‌شکل، بالای یک فضاپیمای عظیم‌الجثه‌ی جمجمه‌وار قرار دارد. فضاپیمای با ادراک درحال بالا کشیدن خود از کف اقیانوس بود و همین امر علت زمین لرزه‌های اخیر بود. وی سرانجام توانست موفق به این کار شود و وقتی متوقف شد که پوسایدونیس روی سطح آب قرار داشت. اورین نیز توانست یک ارتباط ذهنی با سفینه برقرار کند که به این وسیله از هدف آن که یک حمله‌ی فضایی در شرف وقوع بود، آگاه شد. آکوامن تصمیم گرفت که به دنبال پنج شهر گمشده‌ی آتلانتیس برود و پوسایدونیس و تریتونیس را نیز به آن‌ها اضافه کند. اورین قبل از رفتن با اتحادیه‌ی عدالت آمریکا مواجه شد که به دنبال توضیحی برای اعلان جنگ ثاناتوس بودند. آکوامن آن‌ها را به تندی رد کرد. اورین شهر «های-براسیل» (Hy-Brasil) را بدون مشکل خاصی به کمک، ترغیب کرد. متاسفانه، اورین و دلفین در یکی از شهرهای دیگر با اقیانوس‌سالار برخورد کردند، شهری که در نبرد بعدی نابود شد. همچنین در حین نبرد، گارث از آموزشش به دست آتلان از بعدی دیگر، بازگشته و اکنون به جادوگر قدری تبدیل شده که نامش را به «تندباد» (Tempest) تغییر داده است. آکوامن سپس شهرهای «ثیه‌نا نا اوگه» (Thiena Na Oge) و شهر شناور «باسیلیا» (Basilia) و پدرش آتلان را به کمک ترغیب می‌کند. هنگامی که همه‌ی آن‌ها به سمت تریتونیس می‌رفتند، بیگانگان (معروف به شکارچی/گردآورندگان Hunter/Gatherers) در واشینگتون دی سی ظاهر می‌شوند در حالی که به ظاهر خواهان رابطه‌ی صلح‌آمیز هستند.
آکوامن تریتونیس را در ویرانی پیدا می‌کند زیرا کوریاک و والکو مردم پوسایدونیس را به تونل‌های ممنوعه‌ی زیر شهر هدایت کرده و موجب بیداری کورداکس شده بودند. کورداکس از قدرت ذهن خود استفاده کرد تا کوریاک و شهروندان پوسایدونیس را وادار به حمله به خویشاوندان خود در تریتونیس کند و به این ترتیب اکثریت جمعیت تریتونیس را کشت یا مجروح کرد. اورین قبل از جمع کردن تمام متحدان خود برای نبرد نهایی، به مردم تریتونیس کمک کرد. پدرش آتلان، محافظ های-براسیل، آریون، دستیار سابق و دوست صمیمی وی تندباد، سونامی، نائودا، دلفین، شیاطین دریا، پاورگرل (که درآن زمان گمان می‌رفت که از نوادگان آتلانتیس باشد)، اسپاوت (Spought) محافظ باسیلیا و خواهر ناتنی او، «آبی تیره» (Deep Blue) از جمله متحدان بودند. اورین دیگران را به وسیله‌ی پرواز با کشتی جمجمه‌ای به واشنگتون دی سی برد. نبرد سختی در کاخ سفید بین اورین و یارانش علیه کورداکس، تیامات (Tiamat) و کوریاک (که هنوز تحت تاثیر قدرت کورداکس بود) درگرفت. کوراکس وقتی در شکست دادن اورین ناکام ماند خود را در نبرد کشت. باسیلیا در نبردی که درآنجا اتفاق افتاد نابود شد. شکارچی/گردآورندگان زمین را بدون هیچ خرابی اضافی دیگری ترک کردند. اورین لشکر کوچک خود را به سمت پیروزی هدایت و مهارت رهبری خود را بار دیگر ثابت کرد.
به‌روزرسانی:
نقش آکوامن در جریان «بحران نامحدود»

در جریان «بحران نامحدود»، آکوامن در خانه و در آزمایشگاهی که پدرش در آن کار می‌کرد، نگهداری می‌شد. طوفان‌هایی که توسط اسپکتر (Spectre) در حین حمله به آتلانتیس به‌وجود می‌آمد، پناهندگان آتلانتیسی را مجبور به فرار به سمت ساب دیگو (Sub Diego) کرد که درآنجا متحدان آکوامن به شهر در دفاع برابر جامعه‌ی مخفی ابرشروران (Secret Society of Super-Villains) کمک کرد. آکوامن بعداً در حین مبارزه با بین و هدهانتر در نبرد متروپلیس دیده شد. مانتا تصمیم می‌گیرد که نقشه‌های سیاسی خود برای ساب دیگو را رها کرده و خیلی ساده وقتی که آرتور در ضعیف‌ترین حالت خود قرار دارد به او حمله کند. ولی با یک آکوامن خشمگین روبرو می‌شود که کشتی مانتا را نابود کرده و او را در میان کوسه‌ها رها می‌کند تا بمیرد. او سپس در جریان «۵۲» در خرابه‌های آتلانتیس با رالف دیبنی (Ralph Dibny) ملاقات می‌کند که به خاطر مصیبت وارده به طرز دیوانه‌واری به هذیان گفتن افتاده بود. برای برپایی مجدد سن دیگو (San Diego) و ساکنانش با خدایان دریا پیمانی می‌بندد و درعوض در حالی که ذهن و بدنش شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد تبدیل به شناوری برای چیزی که به طور سری اهمیت داشت شد.
یک سال بعد



آرتور جوزف کوری – یک سال بعد
آرتور جوزف کری برای اولین بار در مِی ۲۰۰۶ در عنوان «آکوامن: شمشیر آتلانتیس ۴۰#» پا به عرصه‌ی کمیک گذاشت. روی شماره علامت «یک سال بعد» به چشم می‌خورد و جزئی از خط داستانی نیز بود. این شماره درحالی آغاز می‌شود که نشان‌دهنده‌ی آرتور است که به سمت پایین دریا شنا می‌کند و درنهایت صدایی را می‌شنود که نامش را می‌پرسد. صدا او را با آکوامن اشتباه می‌گیرد چون نام کوچک و خانوادگی آن‌ها یکسان بود. صدا او را به نبرد بزرگی بین پادشاه کوسه (King Shark) و بسیاری از موجودات دریایی دیگر هدایت می‌کند. صدا به او می‌گوید تا به پادشاه کوسه کمک کند و پادشاه کوسه و آرتور تا هنگامی که کوسه‌های بیشتری از راه برسند، موجودات را دور نگه می‌دارند. در این هنگام، پادشاه کوسه آرتور را می‌گیرد و بعد صدا آن‌ها را به سمت خود راهنمایی می‌کند. مشخص می‌شود که صدا موجودی است که به نام ساکن اعماق (Dweller-in-the-Depths) شناخته می‌شود.




آکوامن به ظاهر کلاسیک خود بازمی‌گردد – آب جادویی جای دستش را می‌گیرد.
او به آرتور لباس جنگی‌ای همانند لباس اصلی آکوامن (پیراهن نارنجی و شلوار سبز) می‌دهد. لباس شامل یک شمشیر نیز می‌شود. آرتور به زودی بسیاری از یاران و شخصیت‌های فرعی آکوامن اصلی را ملاقات می‌کند که مرا، والکو، شیاطین دریا و اقیانوس‌سالار نیز جزو آن‌ها هستند. در حین این سفر آرتور است که ساکن اعماق پی می‌برد که که خودش آکوامن اصلی است، اما خاطراتش از آن زمان پاک شده است. آرتور سپس ماهی مرکب انسان گونه‌ای، یعنی توپو را ملاقات می‌کند که می‌خواهد یک دستیار شود. وی همچنین تندباد را پیدا می‌کند که دچار فراموشی شده و دیگر نمی‌تواند زیر آب نفس بکشد و از طریق هیپنوتیزم، هشدار یک جنگ آتی را می‌دهد. در یک برهه‌ی زمانی ساکن اعماق (اورین) به باور مردم مرده بود، ولی لیگ عدالت در این فکر بود که آیا طبیعت جادویی به او اجازه‌ی احیای خود را می‌دهد یا اینکه او به راستی مرده است ولی بانوی دریاچه (Lady of the Lake) گذشته‌اش را برای وی تعریف می‌کند. به نظر می‌رسد که آکوامن واقعی نمونه‌ای از دست آبی خود را به کتر فیلیپ کری داده بود تا او بتواند پسرش (آرتور جوزف کری) را احیا کند که نامش را به یاد اورین گذاشته بود.

اما وقتی اورین سعی در احیای ساب دیگو داشت قسمتی از روحش با آرتور جوزف کری مرده پیوند برقرار کرده و جسمش به ساکن اعماق تبدیل شده بود. بنابراین، آرتور کری خود را به خاطر مرگ اورین مقصر می‌دانست و تصمیم گرفت که دیگر با نام آرتور کری شناخته نشود بلکه با نام جوزف شناخته شود. بتمن او را به عنوان یکی از اعضای با پتانسیل برای گروه بیگانگان (Outsiders) خود در نظر داشت ولی وقتی که وی همراه با متامورفو در حین نبرد دیده می‌شود از تصمیمش بازمی‌گردد.

درحین ماجرای «سیاه‌ترین شب»

آکوامن به عنوان یک فانوس سیاه
در مینی‌سری سیاه‌ترین شب (The Blackest Night)، به جسد آکوامن جان بخشیده شد و وی به یک زامبی قاتل تبدیل شد. او و فانوس‌های سیاه تولا و دلفین به دنبال مرا و تندباد افتادند و گارث را کشتند. در پایان مینی‌سری، آکوامن یکی از چندین شخصیت دی‌سی بود که احیا شد. (با هر دو دست)

این شوک کافی بود تا خشم فانوس قرمز را در قلب مرا خاموش کند که متاسفانه موجب مرگ او شد. آرتور برای نجات زندگی او عشقش نسبت به مرا را به وسیله‌ی حلقه‌ی کارول فریس (Carol Ferris) و امید سنت واکر به مرا منتقل کرد. این انرژی ترکیب شده کافی بود تا موجب تپش دوباره‌ی قلب مرا شود و بنابراین جانش را نجات دهد. آکوامن و مرا سپس دوباره به هم می‌پیوندند.

در حین ماجرای «روشن‎‌ترین روز»
آکوامن و مرا شب را با همدیگر در فانوس دریایی خلیج آمنسیتی می‌گذرانند اما صبح روز بعد مرا آرتور را درحالی پیدا می‌کند که در لنگرگاه قرار دارد و در این فکر است که چرا احیا شده است. مرا همسرش را تسلی می‌دهد و او را دعوت می‌کند که همراهش شنا کند ولی آرتور مردد است و انعکاسی از تصویر فانوس سیاه خود را در آب می‌بیند. بعداً او و مرا جلوی کشتی دزدان دریایی را می‌گیرند و آرتور درمی‌یابد که فقط می‌تواند از موجودات دریایی مرده کمک بگیرد که آن‌ها نیز برخلاف دستور او دزدان دریایی را می‌کشند. او و مرا آشکارا از قدرت‌های جدید آرتور به لرزه در می‌آیند.

آکوامن – روشن‌ترین روز
بعدها وقتی که آرتور و مرا درحال تمیزکردن نشت نفت بودند، توسط سربازانی مورد حمله قرار گرفتند که از زادگاه مرا بودند و توسط سایرن (Siren) که خواهر کوچکتر مرا است رهبری می‌شدند. مرا آکوامن را از آن‌ها دور کرده و مشخص می‌کند که فرستاده شده تا او را بکشد ولی در عوض عاشق او شده است و حالا سایرن با تمام جوخه‌ی مرگ، سربازان ممتاز زیبل، برگشته تا کاری را که مرا شروع کرد را به پایان برساند.
انتیتی (Entity) آکوامن می‌گوید که جکسون هاید (Jackson Hyde) را قبل از گروه مجهول دیگری پیدا کند. آکوامن در شرف شروع جستجو برای جکسون هاید است که مرا به او می‌گوید که می‌داند جکسون هاید چه کسی است. بعد از اینکه مرا آرتور را از این امر با خبر می‌کند، آرتور به تنهایی برای پیدا کردن جکسون هاید می‌رود و در عوض مرا را برای گرفتن کمک می‌فرستد زیرا احتیاج داشت که درباره‌ی تمام این اطلاعات تازه به دقت فکر کند. سپس جکسون هاید را از حمله‌ی سربازان زیبل نجات می‌دهد و در مکالمه‌ای بین این دو آشکار می‌شود که خاستگاه عصر نقره‌ای آکوامن برگشته است و او بار دیگر پسر نیمه انسان آرتور کری و ملکه‌ی آتلانتیسی است.
وقتی که آکوامن سرگرم دفع حمله‌ی زیبلی‌ها بود، حلقه‌ی سفید، ددمن (Deadman) را به ساحل می‌آورد و معلوم می‌شود که در واقع انتیتی، سربازان زیبل را از مثلث برمودا نجات داده است. پس از آنکه سربازان زیبل به مثلث برمودا بازگردانیده می‌شوند، ذات آکوامن را به چیزی که به نظر آب سفید می‌آید تبدیل می‌کند.
وقتی آواتار سیاه (Dark Avatar) حضورش را اعلام می‌کند مشخص می‌شود که آکوامن بخشی از المنتال‌ها (Elementals) است. آکوامن توسط انتیتی تغییر شکل داده شد تا به عنصر آب تبدیل شده و از جنگل استار سیتی (Star City) در مقابل آواتار سیاه که به نظر نسخه‌ی فانوس سیاه موجود باتلاق (Swamp Thing) می‌آید، محافظت کند. المنتال‌ها سپس با بدن آلک هولاند (Alec Holland) ادغام می‌شوند تا بتواند توسط انتیتی به موجود باتلاق جدید تبدیل شوند و با آواتار سیاه مبارزه کنند. پس از شکست آواتار سیاه، موجود باتلاق آکوامن را به حالت عادی برگرداند. پس از آن آکوامن دوباره به مرا می‌پیوندد و در این زمان متوجه می‌شود که سلاح‌های زیبل از
تکنولوژی آتلانتیس ساخته شده‌اند.
 
  • لایک
Reactions: Niku