فلسفه جان لاک

  • شروع کننده موضوع PariMehrabOoOn2018 //=
  • تاریخ شروع
P

PariMehrabOoOn2018 //=

طراح آزمایشی
طراح آزمایشی
23/6/19
5
14
3
نخستین ایده بزرگ جان لاک: لوح نانوشته

از نظر جان لاک هرکدام از ما به صورت «تابولا راسا» به دنیا می‌آییم. برای شما که زبان لاتین نمی‌دانید، باید بگویم که تابولا راسا به معنی لوح نانوشته است.
هرکدام از ما با یک لوح نانوشته(سفید) یعنی بدون هیچ اصل اخلاقی یا وجدانیِ فطری حیات خود را آغاز کرده‌ایم.
بنابراین از نظر او تمامی دانش انسان از تجربه حاصل می‌شود، نظریه تجربه باور!
به بیان دیگر اگر اخلاق فطری نیست پس مفاهیم اخلاقی ما باید بر پایه تجربه، محافظت از خود و دستیابی به سعادت بنا شده است. حواس ما افکارمان را هدایت می‌کنند و دانش ما محدود به چیزهایی است که پایه در حواس یا تجربه ما دارند. این مفهوم معرفت‌شناختی بر خلاف آرای دکارت و اسپینوزاست که می‌گوید انسان دارای اصول و اندیشه‌هایی فطری است که نیازی به اثبات عقلی ندارند. به نظر لاک، ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم از دانش مطلقی نسبت به چیزی مثل جوهر یا صورت ماده «واقعی» در جهان برخوردار باشیم.
به هرحال ایده‌های ما درباره جهان بیرونی با شکل‌ها، امتدادها و حرکت‌هایش به دقت بازنمای خود اشیای بیرونی‌اند. توجه داشته باشید که لاک «واقعیت» جهان بیرونی را مفروض می‌داند و می‌گوید که برخی از اندیشه‌های ما بازنمای این پدیده‌های جاودان به شمار می‌آیند. بنابراین، می‌توانیم علت‌های کارساز طبیعت را در حد کفایت بفهمیم. لاک معتقد است که هر چند هیچ‌گاه نمی‌توانیم ماهیت ماده را مستقیماً کشف کنیم، اما باید زیرلایه‌ای موجود باشد که به بازنمایی این ایده‌ها بینجامد. وی می‌گوید مایه و فحوای اصلی طبیعت چیزی است که من آن را نمی‌شناسم. درحالیکه هیچ‌گاه نمی‌توانیم نسبت به واقعیت متافیزیکی چیزهایی چون جوهر یا صورت یا ذات به معرفت مطلق برسیم، اما در نهایت می‌توانیم چندان بدانیم که بتوانیم دلبستگی‌های بزرگ خود را از گزند مصون بداریم. به بیان دیگر چندان می‌توانیم بدانیم که بفهمیم چه‌طور به زندگی بهتری برسیم و چگونه رفتار کنیم. اما این را هم باید گفت که لاک قطعیت روش پژوهش دکارتی و اسپینوزایی بر پایه مفاهیمی مانند جوهر، ذات و ... را به‌طور جدی مورد پرسش و تردید قرار داد.

دومین ایده بزرگ لاک: حقوق طبیعی

لاک نیز هم‌چون هابز، بر این باور است که در وضع طبیعی (ماقبل حکومت) انسان‌ها برای محافظت از حیات خود با نیرویی مافوق طبیعی وارد اجتماعی می‌شوند اما لاک می‌گوید که وضع طبیعی به‌خاطر غرایز حیوانی و خودخواهانه‌ی انسان جایگاه هولناک و خشونت باری نبود؛ برعکس، لاک وضع طبیعی انسان را وضعیتی پر از مهر و همکاری نسبی می‌بیند. انسان‌ها به این دلیل وارد قرارداد اجتماعی شدند و حکومت تشکیل دادند که حکومت از آن‌ها بیشتر حمایت می‌کرد و ثبات دامنه‌دارتری برایشان فراهم می‌آورد؛ نه به این دلیل که زندگی‌شان وحشتناک و خشن بود. فهم لاک از وضع طبیعی و غرایز طبیعی انسان او را به این ایده سوق داد که انسان صاحب «حقوق طبیعی» است.
این حقوق طبیعی خداداد عبارتند از: زندگی، آزادی و مالکیت. اعتقاد لاک به این‌که مالکیت حقی طبیعی است، یکی از مشهورترین ادعاهای او به شمار می‌آید. بنا بر آرای وی، انسان‌ها در وضع طبیعی درک مشخصی از مالکیت نداشتند.
به هرحال برای حمایت از این حق خداداد، انسان‌ها حکومت تشکیل دادند.

سومین ایده بزرگ لاک: مردم خود باید بر خود فرمان برانند.

از نظر لاک، چون حقوقی طبیعی وجود دارد که آن‌ها را خداوند به آدمی تفویض کرده است، حکومت باید حامی این حقوق باشد. اگر حکومت حتی یک قلم از این حقوق را زیر پا بگذارد از قدرت خود سؤاستفاده کرده است. چنین حکومتی را باید سرنگون کرد. از نظر هابز، تنها دلیل وقوع این انقلاب این است که حکومتی قدرت و نظارت خود را از دست داده باشد. اما به نظر لاک قدرت حکومت باید محدود شود تا حقوق طبیعی انسان‌ها را نقض نکند. اگر حکومت از قدرت خود سؤاستفاده کرد باید از شرش خلاص شد!
اهمیت محدود کردن سؤاستفاده از قدرت لاک را به سمت طرفداری از نوعی «دولت انتخابی» سوق داد. لاک به نقش قوه‌ی قانون‌گذاری اهمیت زیادی می‌دهد.
این مفاهیم شالوده برخی از گرامی‌ترین آرمان ‌های سیاسی ما را تشکیل می‌دهد. سرانجام آدمی پیدا شد که حرف‌هایش معنی داشته باشد.

امیدوارم که لذت برده باشید.

پایان
 
  • لایک
Reactions: KIM_RHM and Hosein