دلنوشته وخدایم را عاشقانه میپرستم | رها فروغیان کاربر انجمن ناول کافه

~●Monster●~

~●Monster●~

*●هیولا●*
کاربر انجمن
10/10/18
71
155
18
ای خالق آسمان شب
هنگامی که به آسمان، به یکی از زیباترین ساخته هایت چشم می‌دوزم قلبم لبریز از شادی های حقیقی می‌شود. در آن لحظه چشم هایم را می‌بندم، دست هایم را در دو طرفم باز می‌کنم و بوی گل های شب را با تمام وجودم لمس می‌کنم. در این چمنزار شب، صدای جیرجیرک ها را می‌شنوم که آواز عاشقی در گوش گل های خجول نجوا می‌کنند. به آسمان می‌نگرم، فرزندی تنها را می‌بینم. فرزندی که با زیبایی چشمگیرش چشم هایی را خیره خود می‌کند. او زیباست، اما تنها. او ماه است! ستاره های پر فروغ آسمان شب، به دور ماه خود با تمام توان می‌رقصند تا او احساس تنهایی نکند. پروردگارا، چه زیبا قلب های کوچک این ستارگان را مملو از مهربانی کردی. چقدر مهربانانه، چقدر دلسوزانه.
 
  • لایک
Reactions: BaHaR SHaYGaN
~●Monster●~

~●Monster●~

*●هیولا●*
کاربر انجمن
10/10/18
71
155
18
ای محبوبم
هنگامی که نام تو را برای درختان زمزمه می‌کنم، می‌بینم که آنها از خوشحالی به زیباترین شیوه برگ های پر از زندگیشان را به رقص در می آورند و آوازی سر می‌دهند که حتی قلب فرشتگانت را مملو از شادی می‌کند. می‌بینم که ناگاه، آنها از خوشحالی نوری از خود بیرون می‌دهند که همه به قدرت پروردگار جهانیان ایمان می‌آورند و از این قلب پاک خدا سر بر سجده می‌گذارند.
 
  • لایک
Reactions: BaHaR SHaYGaN
~●Monster●~

~●Monster●~

*●هیولا●*
کاربر انجمن
10/10/18
71
155
18
هنگامی که صدای شرشر آب، گوش هایم را نوازش می‌کند، روح و وجودم را غمی آرامش بخش احاطه می‌کند. نمی‌دانم این حس غم است یا آرامش. می‌گردم و می‌گردم تا جواب این سوال را بیابم. جست و جو می‌کنم، در آسمان شب، در آسمان روز، بین چمنزار ها، بین لاله زار ها، بر روی بال پروانه، به دنبال شاپرک ها، در گرده ی گل ها، در زیر بید های مجنون، در پولک های ماهی ها، در لانه های زنبور، همه جا را به دنبال پاسخ این سوال می‌گردم، مانند جستجوگری که سال ها به دنبال علایق و جواب های زندگیش می‌گردد. آری من جستجوگر هستم. جستجوگری که عاشقانه پاسخ آفریده های خدایش را جست و جو می‌کند...
 
  • لایک
Reactions: BaHaR SHaYGaN