کامل شده دلنوشته تک سلولی | نیکو کاربر انجمن ناول کافه

  • شروع کننده موضوع Niku
  • تاریخ شروع
Niku

Niku

مدیر تیم طراحی
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
منتقد انجمن
ویراستار انجمن
18/8/18
1,178
9,060
113
mashhad
من آدم غایب‌جوابی هستم؛ مثلا یه نفر یه چیزی می‌گه، جوابش رو فردا صبح زیر دوش به خودم میدم.
یِه مُشت بُغض شدیم و تو گلویِ هَم افتادیم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
Niku

Niku

مدیر تیم طراحی
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
منتقد انجمن
ویراستار انجمن
18/8/18
1,178
9,060
113
mashhad
به این حجم از بی‌تفاوتی رسیدم که اگه الان خودمم خودمو ول کنم برم
یه کلام می‌گم: خب به درک.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
Niku

Niku

مدیر تیم طراحی
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
منتقد انجمن
ویراستار انجمن
18/8/18
1,178
9,060
113
mashhad
تاحالا شده از چیزی بترسین؟!
واسه من اکثر اوقات پیش اومده از یه چیزی بترسم، بادلیل یا بی‌دلیل؛ منطقی یا غیرمنطقی شو من فقط خودم می‌فهمم، هرچیزی که هست زندگی منو تحت شعاع قرار داده، روزها می‌گذره و ترس من داره بزرگتر می‌شه.
کم کم لحظه‌های خوش رو از من می‌گیره
همه جای روزمرگی‌های زندگیم سرک می‌کشه.
شاید این ترس درستیه واسه روزایی که تا الان داشتم.
شاید این ترس باید باشه تا من به خودم بیام،
تا روبه‌رو شم، تا بِدوم که به خواستم برسم.
بالاخره یه روز صبح که از خواب بیدار شم.
منتظر نمی‌شم کسی بیاد اون زخمو بزنه
خودم می‌زنم.
من می‌مونم و ترسم.
خودم با دستای خودم اون اتفاق رو رقم می‌زنم.
بعدش شاید قوی‌تر شم.
من رشد می‌کنم حتی به قیمت بزرگ‌ترین ترسام.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر: