دانستنی های زبان «انگلیسی»

  • شروع کننده موضوع TALAYEH_A
  • تاریخ شروع
TALAYEH_A

TALAYEH_A

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
31/8/18
1,705
2,633
113
20
رده های مختلف سنی در زبان انگلیسی


baby (۰ to 1)……………….نوزاد



toddler (۱ to 2)…………کودک نوپا



childhood (۲ to12)………طفولیت



teenager (۱۳ to 17)……..نوجوان



adult (+۱۸)……………….. بالغ



in your twenties (۲۰ to 30)……بیست تا سی



in your thirties (30 to 40) ……سی تا چهل



middle age (+40)……..میانسالی



retirement (۶۰)…….بازنشستگی



old age(elderly) (+75)….سن پیری
 
TALAYEH_A

TALAYEH_A

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
31/8/18
1,705
2,633
113
20
معانی و کاربردهای واژه‌ی Just
  1. همین چند لحظه پیش، به تازگی
The plane just landed in New York.

هواپیما همین چند لحظه پیش تو نیویورک نشست

  1. وقتی بخواهیم خیلی مودبانه از کسی چیزی درخواست کنیم
Can I just borrow your cell phone for a second?

میشه لطفا موبایلت رو برای چند لحظه قرض بگیرم؟

  1. سریع
I’m just going to finish this and then we can go.

سریع این کارمو تموم می کنیم، اون وقت بعدش می تونیم بریم

  1. دقیقا
Thank you so much, that’s just what I wanted.

خیلی ممنون، این دقیقا همون چیزیه که می خواستم

  1. فقط
He’s just a kid. Don’t be so hard on him.

اون فقط یه بچه‌اس. انقدر بهش سخت نگیر

  1. تاکید شدید بروی حرف خود، ابزار شدید احساسات
The food was just wonderful

غذا فوق العاده عالی بود

  1. به سادگی
I can’t just leave my office whenever I want!

به همین سادگی هم نیست هر وقت خواستم دفترمو ترک کنم

  1. و در آخر واژه‌ی Just می تونه به این معنی باشه که کاری انجام شده اما نزدیک بود که انجام نشه
I passed the exam but only just.

به زحمت امتحان رو قبول شدم ،ناپلئونی قبول شدم، نزدیک بود تو اون درس بیوفتم

This dress just fits

این لباس به زحمت تنم میشه
 
TALAYEH_A

TALAYEH_A

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
31/8/18
1,705
2,633
113
20
Some Homonyms
چند لغت مشابه از نظر تلفظ ولی متفاوت از نظر معنی (هم‌آوا)

بیابان desert

دسر dessert





مردن die

رنگ کردن dye





اجازه گرفته allowed

با صدای بلند aloud





محراب altar

تغییر کردن، دادن alter





بــ**رهنه bare

تحمل کردن bear





نامطبوع coarse

دوره course





کشمش currant

کنونی current





شورا council

مشورت counsel





دوگانه dual

جنگ تن به تن duel





خودنمایی flaunt

تمسخر flout





رسماً formally

سابق formerly





آرام quiet

کاملquite





سبک lightening

روشن شدن lightning





شل loose

از دست دادن lose



بادبان sail

فروش sale





دوختن sew

بذرپاشیsow





درد pain

جام pane





آرامش peace

تکه piece





شخصی personal

کارکنان personnel





ساکن stationary

نوشت افزار stationery





کمر waist

تلف کردن waste





هوا weather

آیا / چه whether
 
TALAYEH_A

TALAYEH_A

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
31/8/18
1,705
2,633
113
20
نمونه افعال ترکیبی با Take
Take a shower

دوش گرفتن

Take a nap

چرت زدن

Take a chance

امتحان کردن

Take a taxi

تاکسی گرفتن

Take a look

نگاه کردن

Take a photo

عکس گرفتن

Take a rest

استراحت کردن

Take notes

یادداشت برداشتن

Take an examination

امتحان دادن

Take a seat

نشستن

Take a break

استراحت کردن

Take care of

مراقبت کردن از

Take medicine

دارو مصرف کردن

Take someone’s place

جای کسی را گرفتن

Take advantage of something

سوء استفاده کردن

Take a decision

تصمیم گرفتن

Take a walk

گردش رفتن

Take an oath

قسم خوردن

Take cover

پناه گرفتن

Take place

اتفاق افتادن
 
TALAYEH_A

TALAYEH_A

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
31/8/18
1,705
2,633
113
20
اصطلاحات پرکاربرد در کلاس :
.

کتاب هایتان را باز کنید و صحفه ۲۰ را بیاورید
Open up your books to page 20



ورق بزنید/بروید صفحه بعد
Turn the page over



لطفا تکالیفتان را تحویل دهید
Hand in you homework, please

گوش کنید سپس تکرار کنید.
Listen and repeat after me



این مکالمه را از بر کنید.
Learn this dialog by heart



معنی لغات جدید را از فرهنگ لغت پیدا کنید.
Look up the new words



صاف بنشین (خطاب به دانش آموزی که روی میز خم شده است).
Sit up, please



درست بنشین (خطاب به دانش آموزی که روی میز لم داده).
Sit properly



لطفا یک نفر پنجره را باز کند.
Someone please open the window



به تصویر بالای/وسط/پائین صفحه نگاه کنید.
Look at the picture at the top of/in the middle of/ at the bottom of the page



آلیس، پهلوی جین بنشین و با اون تمرین کن.
Alice, sit with jeann and practice with her



براتون دوباره توضیح میدم.
I’ll explain it to you again



آنرا با صدای بلند میخوانم.
I’ll read it out loud



جلسه بعد از شما امتحان می گیرم.
I’m going to give you an exam next session



یک جلسه جبرانی/اضافی لازم داریم.
We need a make-up/ an extra session



کدام صفحه هستیم؟/درسمان کدام صفحه است؟
what page we are on



آماده اید؟ / حاضرید؟
Are you all set (=ready)



کارتان تمام شد؟
Are you done

هنگامی گفته می شود که معلم در کلاس از شاگردان خواسته باشد چیزی بنویسد یا تمرینی را به صورت کتبی یا شفاهی انجام دهند. این سوال معادلHave you finished است .
 
TALAYEH_A

TALAYEH_A

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
31/8/18
1,705
2,633
113
20
موارد کاربرد حرف تعريف معين (the)
در موارد زير حرف تعريف the مورد استفاده قرار می‌گيرد :
۱ . وقتی‌ که قبلاً به چيزی‌ اشاره کرده باشيم :
We saw a strange bird at the zoo. The bird was blue
پرنده عجيبی‌ در باغ وحش ديديم. آن پرنده آبی‌ بود!


.

۲ . وقتی‌ كه هم گوينده و هم شنونده می‌دانند که درباره چه صحبت می‌شود، حتی‌ اگر قبلاً به آن اشاره‌ای‌ نشده باشد :
Where’s the dog? ‘It’s in the garden’
سگ (يا سگه) کجاست؟ در باغچه است .


.

۳ . وقتی‌ که به چيزهايی‌ اشاره می‌کنيم که می‌دانيم تنها يکی‌ از آن وجود دارد :
the Sun, the Earth, the Moon, the sky, the stars, the sea, the South Pole


.

۴ . قبل از اسمی‌ که به واسطه کلماتی‌ که بعد از آن می‌آيند شناخته می‌شود :
The hotel where I stayed was excellent
هتلی‌ که در آن اقامت داشتم عالی‌ بود .

The man sitting over there is my husband
مردی‌ که آنجا نشسته است شوهر من است .

The car that I bought last week has broken down
ماشينی‌ که هفته قبل خريدم خراب شده است .

.
۵ . قبل از صفات عالي، اعداد ترتيبی‌، only و same :
the highest mountain, the first time, the last chapter, the same color
the only child

.
۶ . همراه با صفات برای‌ اشاره به يک گروه يا طبقه از مردم :
the young
(جوانان) the old (پيران) the poor (فقرا) the unemployed (بيکاران)
the English (انگليسي ها) the Japanese (ژاپني ها)


۷. به همراه برخی‌ از اسامی‌ جغرافيايی‌ مانند رشته کوهها، مجمع‌الجزايرها، درياها، اوقيانوسها، رودخانه‌ها و … :
رشته کوههای‌ آند the Andes

اقيانوس هند
the Indian Ocean

خليج فارس the Persian Gulf

جزایر قناری the Canary Islands

دریای سرخ
the Red Sea

کانال سوئز
the Suez Canal

رودخانه تایمز the (River) Thames

صحرای آفریقا the Sahara (Desert)



حذف حرف تعريف معين (the)
در موارد زير حرف تعريف the مورد استفاده قرار نمی‌گيرد :
۱ . به همراه اسم افراد :
Ann, James, Brian Jackson

ولی‌ آنجا که اسامی‌ افراد بصورت جمع می‌آيد از the استفاده می‌کنيم :
the Johnson’s خانواده جانسون
, the Smiths خانواده اسميت



۲ . قبل از اسم مکانها، البته به جز مواردی‌ که در بالا به آنها اشاره شد. به عنوان مثال :
Asia, Africa, Europe, North America

قاره‌ها

Brazil, Japan, Pakistan

کشورها

Sicily, Bermuda, Kish

جزيره‌ها

(و نه مجمع‌الجزايرها)

London, Tehran, Cairo

شهرها

Everest, Alborz, Kilimanjaro

کوهها

(و نه رشته‌کوهها)

تنها در مورد اسم کشورهايی‌ که مفرد باشند the حذف می‌شود. پيش از اسم کشورهايی‌ که حالت جمع دارند از the استفاده می‌کنيم :
the United States, the Netherlands, the United Arab Emirates

همچنين اگر بخواهيم در اسامی‌ کشورها از کلماتی‌ از قبيل Republic، Kingdom و غيره استفاده کنيم بازهم بايد the را بکار ببريم :
the Czech Republic, the United Kingdom



۳ . به همراه اسم زبانها :
Farsi, English, French, Arabic



۴ . به همراه اسم وعده‌های‌ غذايی‌ مانند صبحانه و … :
breakfast, dinner, lunch



۵ . در مورد جاهايی‌ مانند bed، sea، work، prison، court، hospital، church، school و … اگر منظور ما کلی باشد، در اينصورت از the استفاده نمی‌شود :
I go to school by bus
من با اتوبوس به مدرسه می‌روم. («مدرسه» به طور کلی و نه يک مدرسه خاص
 
TALAYEH_A

TALAYEH_A

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
31/8/18
1,705
2,633
113
20
تفاوت Yet و Still :
هر دو به معنی ‘هنوز’ هستند، ولی کاربرد آنها متفاوت است.
عبارت Yet در جملاتی به کار می رود که شخصی انتظار چیزی را می کشد یا منتظر چیزی است. این واژه اغلب در جملات منفی به کار می رود.
از Still در جملاتی استفاده می شود که چیزی قبلا اتفاق افتاده است و هنوز هم ادامه دارد. Still اغلب در جملات مثبت و سوال ها مورد استفاده قرار می گیرد.

مثال :

They haven’t arrived yet

آنها هنوز نرسیده اند

It is still raining

هنوز باران می بارد

The book has not been completed yet

کتاب هنوز کامل نشده است

Do you still want to go to China?

هنوزم می خواهی به چین بروی؟
 
TALAYEH_A

TALAYEH_A

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
طراح انجمن
31/8/18
1,705
2,633
113
20
واحد های شمارش در زبان انگلیسی

a pair of shoes
یک جفت کفش

a drop of water
یک قطره آب

a bunch of grapes
یک خوشه انگور

a bunch of flowers
یک دسته گل

a lump of coal
یک تکه زغال

a stack of plates
یک دسته بشقاب

a row of seats
یک ردیف صندلی

a string of beads
یک رشته مهره

a ball of string
یک کلاف کاموا

a pile of books
یک دسته کتاب

a bundle of news papers
یک دسته روزنامه

a crowd of people
یک جمعیت از مردم/ توده ایی از مردم

a bar of soap
یک قالب صابون

a loaf of bread
یک عدد یا تیکه نان

a jar of jam
یک شیشه مربا

a box (bar) of chocolate
یک جعبه شکلات

a slice of cake or meat
یک تیکه کیک یا گوشت