بهترین رمانی که خوندین؟

  • شروع کننده موضوع .SARISA.
  • تاریخ شروع
5.00 star(s) 2 Votes
Qonche kazemi

Qonche kazemi

کاربر VIP انجمن
کاربر VIP انجمن
13/1/20
336
2,722
93
زنجان
#زوزه در مه
نیرا دختری از نسل گرگ های افسانه‌ای در کنار انسان ها، با زنی که به جای مادربزرگش است زندگی میکند. از ماهیتش خبر ندارد و در کتابخانه ای کسل کننده مشغول به کار میشود. مادربزرگ نیرا میمیرد و دوست صمیمی او عازم تهران میشود. حالا نیرا تک و تنها در خانه ای نیمی از روزهایش و شب هایش را سپری میکند. اما او راهنماست ، آلفا و نگاهبان گرگ ها! قبیله‌اش نیرا را به صورت غریزی و خوی حیوانی که دارد به سمت خود میکشد. در طی اتفاقاتی نیرا به جای مادری که از آلفا بودن گریخته بود بر تخت پادشاهی گرگ ها می نشیند و زندگی‌اش در قبیله شروع می شود. در این بین پسری را که مصدوم شده بود مداوا میکند و کم کم به او علاقه مند میشود. اما زندگی همیشه بر وفق مراد نیست و آن پسر به جمع خون آشام ها می پیوندد و مجبور میشود قبیله را ترک کند.
سفری در پیش است که پر از اتفاقات و ماجرا هاست و جنگ بزرگی را رقم میزند که نیرا،کای و سایر گرگینه ها در آن مشارکت دارند.
حالا باید چشم شد برای قلم نویسنده که چه رویداد هایی را بر صفحه‌ی کاغذ به ارمغان می آورد.

"زوزه_در_مه "
 
Deli

Deli

کاربر ناول کافه
کاربر انجمن
24/12/19
23
7,018
78
شمال!
گوژ پشت نتردام! بهترین و بهترین و بهترین و بهترین رمان ی بود که خوندم!
مجموعه ای از عشق و بغض و نفرت و دانش: )

برباد رفته

موبی دیک!

سووشون!

خاطرات عادم عو حوا

پک کل کتابای آگاتا کریستی!

:/ تو مجای عم یه رمان رو دارم میخونم : | که عمر من تموم میشه این نه :| ولی قشنگه =_______=
 
عاطفه رهنما

عاطفه رهنما

طراح آزمایشی
طراح آزمایشی
5/1/20
306
2,369
93
ایران
ژانر تخیلی حماسی: مجموعه ارباب حلقه‌ها . سیلماریلیون . هابیت ( برای توضیح همین بس که تالکین نویسنده این کتاب‌ها بزرگ‌ترین حماسه نویس مصنوع معاصر هست. با تخیلی بکر. قلمی بی‌نظیر در توصیف صحنه‌های حماسی و...)
ژانر تاریخی عاشقانه: بربادرفته اثر مارگارت میچل ( این کتاب در زمان خودش پرفروش ترین کتاب بوده... داستان عشق اسکارت اوهارا. دختری مغرور و جذاب که عشق رویاییش ترکش می‌کند‌و...
ژانر علمی تخیلی: سیاره محکوم به نابودی اثر ایزاک آسیموف ( بسته به ژانر کتاب، تا حدودی زبانی خشک و سخت دارد. پس توصیه می‌کنم اگر واقعا به این ژانر علاقه دارید، مطالعه کنید... دانشمندی از سیاره ای دور افتاده‌ای به نام زمین متوجه می‌شود که سیاره ای استراتژیک در‌حال نابودیست اما...)
ژانر زندگینامه : ♡ استاد عشق سرگذشت دکتر حسابی (اگر فکر می‌کنید زندگی سختی دارید و تصور می‌کنید موانع زیادی سر راه رسیدن به اهدافتان وجود دارد؛ حتما این کتاب را بخوانید. مطمئنا نظرتان تغییر می‌کند!)
ژانر خودشناسی : کیمیاگر اثر پائولو كوئيلو( چوپانی اسپانیایی که در پی خوابی رمز‌آلود گله‌اش را می‌فروشد و عازم سفر می‌شود...) رز گمشده اثر سردار ازکان ( دختری ترک که در پی نامه ی رمزی که از مادرش به او رسیده راهی کشورش می‌شود...)
ژانر کلاسیک : کنت مونت کریستو اثر الکساندر دوما
و چندتا کتاب دیگر:
راز شامبالا اثر جیمز‌ ردفیلد _ بادبادک‌باز و هزار خورشید تابان اثر نویسنده معروف افغان خالد حسینی _ قلعه حیوانات اثر جرج‌اورول _ قلعه متحرک هاول اثر دایانا وین‌جونز _ مردی از آنادانا اثر فریبا کلهر و ....
 
Deli

Deli

کاربر ناول کافه
کاربر انجمن
24/12/19
23
7,018
78
شمال!
ثروتمندترین مرد بابِل
در رابطع با چگونه ثروتمند شوید بود!
و خدایی هم راهکاراش موثره: ))!
امیدوارم هنوزم تو بازار بشه پیداش کرد= )
 
paradox

paradox

مترجم زبان انگلیسی
عضو کادر مدیریت
ناظر رمان
مترجم انجمن
منتقد آزمایشی
ویراستار آزمایشی
2/2/20
202
1,525
93
20
Esf
کوری
هیچ کسان
عشق هرگز نمی میرد
عشق سالهای وبا
 
mahan hashemi

mahan hashemi

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
کاربر VIP انجمن
شاعر انجمن
دلنویس انجمن
2/9/19
2,337
30,229
113
تهران
خاطرات روسپیان سودازده من / گابریل گارسیا مارکز

گابریل گارسیا مارکز Gabriel García Márquez جزء آن دسته از نویسندگانی است که اصولا به یک برند تبدیل شده است. همین که نام نویسنده‌ی اثری گارسیا مارکز باشد، کافی است تا مخاطب حرفه ای کتاب قانع شود، اثر موردنظر را مطالعه کند. مارکز تا بوده یک شاهکار نویس بوده است و یک شاهکار نویس بلد نیست اثر بی کیفیت ارائه دهد. در این پست به معرفی Memories of My Melancholy Whores از گابریل گارسیا مارکز می‌پردازیم.
رمان خاطرات روسپیان سودازده من داستان پیرمرد نود ساله ای را روایت می‌کند که تصمیم می‌گیرد به عنوان هدیه تولد شب را تا صبح با دختر باکره ای بگذراند، اما…
این داستان‌های عشق پیری که سر به رسوایی می‌کشد، برای همه یا حداقل بیشتر مردم جامعه داستان جدیدی نیست، اما این که این بار توسط مارکز روایت می‌شود خود به اندازه کافی داستان را شنیدنی و جالب می‌کند زیرا مارکز همیشه روایت‌های فانتزی و واقعی را در هم می‌آمیزد و آدم را یاد آن خرده فرهنگ‌ها و داستان سرایی‌های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها می‌اندازد.
داستان خاطرات روسپیان سودازده من در بستری از عشق و امید و زندگی و حسادت شروع می‌شود و رفته رفته هیبت یک پیرمرد که می‌تواند در کنار هریک از ما زندگی کرده باشد، آشکار می‌شود.
البته تنها تفاوت این هیبت خاطرات نود ساله گذشته اوست؛ "همخوابی با روسپیانی که صرفا بخاطر قیمت یا برحسب تصادف انتخاب می‌شدند و از سن بیست سالگی تا پنجاه سالگی تعداد آنان به پانصد و چهارده زن می‌رسید." که این مدل از بشریت با توجه به فرهنگ‌ها و عرف‌های متفاوت ملت‌های گوناگون تنوعشان بسیار زیاد است.
گابریل گارسیا مارکز در خاطرات روسپیان سودازده من که رمان آخرش در سن هفتاد و چهار سالگی تجربه و حس و حال روزگار پیری اش را در می‌آمیزد، تا پیرمرد داستان زندگی سراسر تباه شده در روزمرگی و هوسرانی اش را تغییر دهد و با مفهومی غریب و بیگانه به نام عشق آشنا کند، تا چشم اندازی تازه را به روی پیرمرد نود ساله باز کند، و تاثیرات هرکدام از عشق و هوس را بر روح یک انسان باز شناسد.
دلگادینا همان معشوقه چهارده ساله پیرمرد روزنامه نگار با این که شخصیتی کاملا معمولی است و هیچ نقطه استثنایی در کالبد و زندگی ندارد، اما پیش برنده تمام فلسفه و جهان بینی مارکز است. او سرشت پیرمردی را رنگ و لعاب می‌بخشد که ممکن است منفور و یا محبوب سنجیده شود.
شاید دنیای رمان خاطرات روسپیان سودازده من با فرهنگ و عرف‌ها کاملا متضاد باشد و کهنسالی مرحله ای است که شخص دیگر از شور و شوق جوانی افتاده است و دیگر دلبستن و عاشقی نه تنها برای خود او بلکه برای جامعه در ارتباط با او نیز اتفاقی مضحک و رسوایی تلقی شود، و نگاه مردم به این جریان همیشه خنده دار و شرم آور است، اما این کتاب معتقد است که یک پیرمرد همان قدر می‌تواند عشق بورزد که یک جوان! پیرمردی که زندگی را طوری زیسته است که روسپی باز نشسته به او می‌گوید: «واقعا حیف است که بمیری و مزه‌ی هم آغوشی توام با عشق را نچشیده باشی»
همان قدر در عاشق بودن و عاشقانه گفتن حق دارد، که یک جوان! روایت از وقتی که زندگی رو به زوال و تقریبا یکنواخت یک روزنامه نگار پیر زیر و رو می‌شود، دیدنی و شنیدنی است، آنجا که ستون کلاسیک و سنگین هفته نامه تبدیل به نامه‌های عاشقانه هفتگی می‌شود و نازک اندام "معشوقه" لابه لای همه سطر‌ها و خط به خط نامه‌ها نفس می‌کشد و در پایان هم پیرمرد خوشحال است، و دنیا را بدون عشق ترک نمی کند، او تمام قضاوت‌ها و جنجال‌ها را پشت سرش قال می‌گذارد و از آنچه که گذشته راضی است.
«یک هفته گذشت و من لباس خانه را که شبیه لباس مکانیک‌ها بود، روز و شب در نیاوردم. حمام نمی گرفتم. ریشم را نمی تراشیدم و دندانهایم را مسواک نمی زدم. چون عشق خیلی دیر به من آموخت که آدم خودش را برای کسی مرتب می‌کند، برای کسی لباس می‌پوشد و برای کسی عطر می‌زند، و من هیچ کسی را نداشتم»


#روسپیان_سودازده_من
#گابریل_گارسیا_مارکز
 

درباره انجمن ناول کافه

انجمن ناول کافه در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۱۳ با هدف ترویج کتابخوانی و کمک به افراد اهل قلم و خوش ذوق که شرایط بروز استعدادهای خود را تا کنون نداشته اند رسما فعالیت خود را آغاز کرده است. با توجه به علاقه مندی همه اقشار جامعه در هر محدوده سنی به تکنولوژی و موبایل و دوری جستن از کتاب کاغذی، امید داریم از طریق راه اندازی سایت و انجمن رسمی ناول کافه سرانه مطالعه رو در زمینه کتاب الکترونیک رونق ببخشیم. (تیـم مــدیریت)

کپی رایت

تمامی حقوق سایت و انجمن نزد ناول کافه محفوظ است.هرگونه کپی برداری از کتاب ها و رمان ها ، فایل های صوتی ، جلد کتاب ها و ... مجاز نمی باشد.همچنین نشر مجدد محتویات انجمن و سایت ناول کافه در رسانه ها ، اپلیکیشن ها و سایت های دیگر کاملا غیر مجاز بوده و تیم ناول کافه راضی به این کار نمی باشد.در صورت عدم رعایت قوانین، ناول کافه با فرد خاطی از طریق مراجع قانونی برخورد خواهد کرد.
5.00 star(s) 2 Votes