انواع حشرات، بندپایان، خزندگان

.mahoor.

.mahoor.

کاربر ناول کافه
کاربر انجمن
7/9/18
133
1,431
93
17
Tehran
انجمن ناول کافه

خرطوم مگس تسه تسه خرطوم تمایز یافته دارد که ساختار آن بلند و باریک و متصل به پایین سر و با جهت به جلو است.

باله*های تاشده هنگامی که مگس تسه تسه در حالت استراحت است، بال خود را به طور کامل در بالای بال دیگر تا می*کند.

سلول*های رگه**ایسلول*های دیسک میانی (وسط) بال به طور مشخص به شکل ساطور یا تبر است.

موهای آریستا شاخه*ایشاخک دارای آریستا و مو است که بر روی خودش به صورت منشعب است.

به گزارش سرویس علم و فناوری برنا به نقل از رویترز، سازمان بهداشت جهانی هشدار داد، به دلیل خروج کربن و گرم شدن جو زمین، دهها میلیون آفریقایی در معرض ابتلا به بیماری کشنده خواب که توسط پشه تسه تسه به انسان منتقل می شود قرار دارند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی در حال حاضر 75 میلیون نفر در آفریقا به بیماری خواب مبتلا هستند و پیش*بینی شده تا سال 2090، بر این تعداد 40 تا 77 میلیون نفر دیگر اضافه شود.

برآوردهای سازمان بهداشت جهانی بر اساس افزایش فعالیت مگس تسه تسه در آفریقا به دلیل پیش بینی افزایش دمای هوا در دههای آتی است.
در حال حاضر هر ساله آفریقا شاهد ابتلا 70 هزار نفر به بیماری خواب، یا

"تریپانوزومیاسیس" در شرق، مرکز و غرب این کشور است.

انگل این بیماری که از طریق خون حیوانات اهلی توسط پشه تسه تسه به انسان منتقل می شود، سبب بروز تشنج و اختلالات اساسی در خواب ونهایتا منجر به کما و مرگ فرد می شود.این بیماری علاوه بر مرگبار بودن*، مانع اصلی بر سر راه توسعه محسوب می شود، بطوری که در سال حدود چهار میلیارد دلار (7.2 میلیارد یورو) خسارت ایجاد می کند.
 
HAZELNUT

HAZELNUT

معاونت سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت سایت
22/9/18
4,371
18,040
113
انجمن ناول کافه

آخوندک

250px-Eghlid_Prayer.jpg

آخوندَک را به هر یک از حشرات راسته آخوندکان(Mantodea) گویند. این حشره به نامهای فال‌بین، دعاگوو قاطرکُش نیز معروف است چون از آب دهـ*ان این حشره قاطر مسموم می‌شود.

آخوندک حشره‌ای است سبزفام، ملخ‌وش، باریک و کشیده با پاهای دراز، سر بزرگ و دو جفت بال،که هنگامی که آرام می‌ایستد پاهای خود را مانند دو دست به سمت جلو نگه می‌دارد و در این حالت از این جهت که انگار دارد دعا می‌خواند، او را در فارسی آخوندک و در بسیاری از زبان‌های فرنگی، ‎Mantis, Mantodea یا مانند آن می‌خوانند؛ چون که Mantis واژه‌ای یونانی به معنای پیغمبر است. برای تأکید بر این معنا حتی در زبان انگلیسی، گاه نام این جانور را با صفت «نیایشگر» هم همراه می‌کنند و آن راPraying Mantis می‌خوانند. آخوندک ماده پس از جفت‌گیری، جنس مخالف خود را شکار و از آن تغذیه می‌کند. البته این مورد بیشتر برای آخوندک‌هایی که وضع تغذیه مناسبی نداشته‌اند صدق می‌کند. این حشره می‌تواند مدت درازی را بدون آب و خوراک تاب آورد.برخی از انواع آخوندک قادرند سر خود را در زاویه‌ای ۱۸۰ درجه به اطراف بچرخاند. آن‌ها بیشتر در لابلای شاخ و برگ درختان زندگی می‌کنند و برای فریب طعمه‌ها، خود را به شکل شاخه‌ای کوچک درمی‌آورند.هرگاه مگسی به نزدیک این حشره بیاید دستها را به سویش دراز کرده، آن را می‌گیرد و سپس آرام آرام به خوردنش مشغول می‌شود. آخوندک‌ها چون حشرات زیان‌آور برای کشاورزی و باغداری را شکار می‌کنند، برای این پیشه‌ها سودمند هستندآخوندک دارای ۸۰۰ گونه‌است که ۲۰ نوع از آنها در آمریکای شمالی یافت می‌شود و همگی بالهایی به رنگ قهوه‌ای یا سبز و طول اندامی در حدود ۵ سانتی‌متر دارند.


یک آخوندک در تهران، برج ملت


برخی از گونه‌های آخوندک


آخوندک در حال خوردن یک مگس
  • Acanthops falcata - آخوندک برگِ مُرده ونزوئلایی
  • Acanthops fuscifolia - آخوندک برگ مرده گرمسیری
  • Acanthops tuberculata - برگ مرده گرمسیری
  • Acromantis sp. - آخوندک مشت‌زن
  • Ameles decolor
  • Ameles spallanziana
  • Alalomantis muta - آخوندک کامرونی
  • Asiadodis squilla - آخوندک سپردار آسیایی
  • Blepharopsis mendica - آخوندک ژاژ
  • Brunneria sp. - آخوندک تَرکه‌ای
  • Brunneria borealis - آخوندک شاخه‌ای

آخوندک استرالیایی
  • Camelomantis sondaica
  • Ceratocrania macra
  • Ceratomantis saussurii
  • Choeradodis rhombicollis - آخوندک سپردار گرمسیری
  • Choeradodis stalii
  • Cilnia humeralis
  • Creobroter meleagris - آخوندک گُلی
  • Creobroter gemmatus - آخوندک گلی هندی
  • Creobroter pictipennis - آخوندک گلی هندی
  • Creobroter elongata - آخوندک گلی
  • Deroplatys angustata - آخوندک برگ مرده
  • Deroplatys desiccata - آخوندک برگ مرده
  • Deroplatys lobata - آخوندک برگ مرده
  • Deroplatys truncata - آخوندک برگ مرده
  • Empusa fasciata
  • Empusa pennata
  • Eremiaphila zetterstedti
  • Euchomenella heteroptera - آخوندک سرشاخه
  • Gongylus gongylodes - آخوندک ویالون
  • Gonatista grisea - آخوندک جوگندمی
  • Heterochaeta strachani
  • Hierodula membranacea - آخوندک بزرگ آسیایی
  • Hierodula grandis - آخوندک بزرگ هندی
  • Hierodula patellifera - آخوندک هندی-آرامی
  • Hierodula parviceps - آخوندک فیلیپینی
  • Hoplocorypha sp.
  • Humbertiella ceylonica
  • Hymenopus coronatus - آخوندک ارکیده
  • Idolomantis diabolica - آخوندک شیطان
  • Idolomorpha madagascariensis
  • Ischnomantis gigas
  • Iris oratoria - آخوندک مدیترانه
  • Liturgousa sp. - آخوندک گلسنگ
  • Macromantis hyalina
  • Mantis religiosa - آخوندک اروپایی
  • Miomantis paykullii - آخوندک مصری
  • Miomantis abyssinica - آخوندک مصری
  • Odontomantis sp. - آخوندک مورچه‌ای
  • Oligonicella scudderi - آخوندک اسکادر
  • Orthodera novaezealandiae - آخوندک نیوزلندی
  • Otomantis sp. - آخوندک مشت‌زن
  • Oxyopsis gracilis - آخوندک پرویی
  • Oxyopsis peruviana - آخوندک پرویی
  • Oxyothespis dumonti
  • Parasphendale agrionina - آخوندک پَرغنچه‌ای
  • Parasphendale affinis - آخوندک باندپیچی آفریقایی
  • Paratoxodera cornicollis - آخوندک ترکه‌ای بزرگ مالزی
  • Phyllocrania paradoxa - آخوندک شبح
  • Phyllovates chlorophaea
  • Plistospilota guineensis
  • Polyspilota aeruginosa
  • Popa spurca - آخوندک سرشاخه
  • Pseudocreobotra ocellata - آخوندک گلی خاردار
  • Pseudocreobotra wahlbergii - آخوندک گلی خاردار
  • Pseudovates arizonae - آخوندک تکشاخ آریزونا
  • Rhombodera basalis - آخوندک سپردار بزرگ مالزی
  • Rhombodera extensicollis - آخوندک سپردار بزرگ
  • Rhombodera megaera - آخوندک سپردار بزرگ
  • Sphodromantis balachowskyi - آخوندک آفریقایی
  • Sphodromantis lineola - آخوندک آفریقایی
  • Sphodromantis rubrostigma - آخوندک آفریقایی
  • Sphodromantis centralis - آخوندک آفریقایی
  • Sphodromantis viridis - آخوندک آفریقایی
  • Sphodromantis gastrica - آخوندک آفریقایی
  • Stagmatoptera hyaloptera
  • Stagmomantis californica - آخوندک کالیفرنیا
  • Stagmomantis carolina - آخوندک کارولینا
  • Stagmomantis limbata - آخوندک حاشیه‌دار
  • Stagmomantis floridensis - آخوندک فلوریدا
  • Sibylla pretiosa
  • Tamolanica tamolana
  • Tarachodes afzelii
  • Tarachodula pantherina
  • Theopropus elegans - آخوندک برازنده
  • Tisma freyi
  • Taumantis sigiana - آخوندک سبز چمنی
  • Tenodera australasiae
  • Tenodera angustipennis - آخوندک باریک‌بال
  • Tenodera sinensis - آخوندک چینی
  • Toxodera denticulata - آخوندک ترکه‌ای بزرگ مالزی
  • Yersiniops sophronicum - آخوندک زمینی یرسین
  • Yersiniops solitarium - آخوندک زمینی شاخدار
  • Zoolea lobipes
 
HAZELNUT

HAZELNUT

معاونت سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت سایت
22/9/18
4,371
18,040
113
انجمن ناول کافه

بید کاغذ حشره‌ای است از راسته دم‌ریشک داران (Thysanura) از خانواده لپیسماتیده (Lepismatidae). بید کاغذ جانوری شب رو با بدنی کشیده و صاف است که معمولاً اندازه‌ای بین ۱۳ تا ۲۵ میلی‌متر دارد. شکم آنها در امتداد باریک و به آنها جلوه‌ای ماهی مانند میدهد. بر خلاف بقیه اعضای حشرات دم ریشک دار که چشم ندارند، این جانوران دارای دو چشم کوچک مرکبی هستند. فاقد هرگونه بال ولی دارای دو شاخک هستند. به طور میانگین عمر آنها بین ۲ تا ۸ سال طول می‌کشد.

%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%20%D9%86%D9%82%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C

این حشره هیچ بیماری‌یی رو به انسان منتقل نمی‌کنه، گاز نمی‌گیره و از نشاسته و سایر قندها تغذیه می‌کنه. عاشق مکان‌های تاریک و مرطوبه و بین 2 تا 8 سال عمر می‌کنه! شاید بتونید با یکیشون تو خونه‌تون دوست بشین یا به عنوان حیوون خونگی نگهش دارین!

%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%20%D9%86%D9%82%D8%B1%D9%87%20%D8%A7%DB%8C

اسم دیگر آن نقره ماهی (silverfish) است که از حرکت ماهی مانند و همچنین رنگ آبی-خاکستری این جانور گرفته شده، در حالی که اسم علمی (Lepisma saccharina) آن نشان دهنده طرز تغذیه جانور است که بیشتر آن را کربوهیدرات‌هایی مانند شکر و نشاسته تشکیل میدهد.
این حشره کاغذ، دستمال کاغذی، پارچه و هرچیز دیگه‌ای که توش قند یا نشاسته داره رو می‌جوه تا از نشاسته و قندش تغذیه کنه.

%DA%A9%D8%A7%D8%BA%D8%B0

دشمنای طبیعی این حشره کوچک عنکبوت و صدپا هستن. راه احمقانه‌ی مبارزه با ماهی نقره‌ای اینه که عنکبوت تو خونه ول کنید! بعد از یه مدت باید برای کنترل عنکبوت مثلن مارمولک رها کنید تو خونه و الی آخر! (تا وقتی که خونه تبدیل به باغ وحش بشه.) اگه تعدادشون کمه و آسیبی به وسایل‌تون نمی‌زنن کاری به کارشون نداشته باشین. اگه ازشون می‌ترسین دستشویی یا حمام رو تا جای ممکن خشک نگه دارین یا اگه نشتی باعث ایجاد رطوبت میشه اون رو رفع کنید. اگه جایی روشن باشه نمیان، در ِ حموم یا دستشویی رو باز بذارین که نور بره توش، نمیان دیگه.

%D8%B9%D9%86%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%20%D9%88%20%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%20%D9%86%D9%82%D8%B1%D9%87%20%D8%A7%DB%8C

ولی اگه خیلی براتون دردسر شده و واقعن می‌خاین از دست‌شون راحت بشین دو تا روش برای از بین بردن حشره‌ی ماهی نقره‌ای وجود داره:

  1. شکارشون کنید و بعد آزاد:
  2. برای ساختن تله از خوراکی مورد علاقه‌شون یعنی قند یا نشاسته استفاده کنید. یه شیشه‌ی مربا یا سس بلند رو بردارین و سطح بیرونی‌شو با چسب کاغذی بپوشونید. توی شیشه یه تیکه نون شیرین بندازین و شیشه رو جایی که حدس می‌زنین ازش بیرون میان بذارین. ماهی نقره‌ای دنبال بوی غذا از چسب کاغذی دور شیشه بالا میره، میفته تو شیشه ولی نمی‌تونه از سطح داخلی شیشه‌ای بالا بیاد!
  3. حیوونای بیچاره رو بکشید:
  4. روش اول جواب میده و خوبه که از همون روش استفاده کنید. چون آزاری ندارن و به قولی “میازار موری که دانه‌کش است، که جان دارد و جان شیرین خوش است”.
    اما اگه اصرار دارین ماهی نقره‌ای های بیچاره رو بکشید تو اینترنت برای روش‌هاش جست و جو کنید! (سم‌های شیمیایی و خونگی وجود دارن.) من بهتون یاد نمیدم!
 
  • لایک
Reactions: hadi_mr81
HAZELNUT

HAZELNUT

معاونت سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت سایت
22/9/18
4,371
18,040
113
انجمن ناول کافه

خرچنگ

images.jpeg

خَرچَنگ جانوری است از زیرشاخه سخت‌پوستان. خرچنگ‌ها سخت‌پوستان ده‌پایی هستند که معمولاً دُم بسیار کوتاهی دارند که کاملاً در زیر سینه‌شان پنهان است. به این خاطر در دسته‌بندی‌های آرایه‌شناختی، خرچنگ‌ها تشکیل فروراسته‌ای می‌دهند به نام کوتاه‌دُمان(Brachyura). کوتاه‌دمان بزرگ‌ترین و تخصص‌یافته‌ترین فروراسته سخت‌پوستان را تشکیل می‌دهند.
روی بدن خرچنگ‌ها از پوسته‌ای سخت و ضخیم پوشیده شده‌است. آن‌ها همچنین دارای یک جفت چنگال هستند. خرچنگ‌ها در تمام اقیانوسهای جهان یافت می‌شوند اما برخی نیز در آب‌های شیرین و همچنین درون خشکی به ویژه در مناطق گرمسیری نیز زیست می‌کنند. اندازه خرچنگ‌ها بسیار متنوع است از خرچنگ نخودی که تنها چند میلی‌متر اندازه دارد تا خرچنگ عنکبوتی ژاپنی که طول پاهایش بیشتر از ۴ متر است.
شماری از جانوران هستند که به خاطر ظاهرشان خرچنگ نامیده شده‌اند، ازجمله خرچنگ گوشه‌گیر، خرچنگ نعل‌اسبی و شاه‌خرچنگ اما در اصل خرچنگ واقعی نیستند.
در مناطق گرمسیری و نیمه‌گرمسیری جهان در حدود ۸۵۰ گونه خرچنگ در آب‌های شیرین، خشکی‌ها و مناطق نیمه‌خشکی زندگی می‌کنند. قدیمی‌ترین سنگواره‌های مطمئن از خرچنگ‌ها از دوران ژوراسیک به‌دست آمده است، هرچند از دوره کربنیفر پشت‌لاکی به‌دست آمده مربوط به جانداری به نام خرچنگ ایمو (Imocaris) که ممکن است یک خرچنگ اولیه بوده باشد.


تغذیه

خرچنگ‌ها همه‌چیزخوار هستند آنها به ویژه از جلبک و سایر غذاها دیگر شامل نرم‌تنان ٬کرم‌ها، سخت‌پوستان دیگر، قارچها و باکتریها و خرده غذاهایی که در دسترسشان باشد تغذیه می‌کنند. برای بسیاری از خرچنگ‌ها، یک رژیم غذایی حاوی مواد گیاهی و حیوانی، باعث رشد سریع‌تر و بیشتر زنده ماندن آنها می‌شود.


نگارخانه

  • خرچنگ آبی


  • خرچنگ نقاب‌دار

  • Kharchang.jpg


  • Liocarcinus vernalis.jpg




  • خرچنگ مدور


  • خرچنگ هالووین


  • خرچنگ پیکانی

  • Grapsus grapsus.JPG




  • خرچنگ ناخنی


  • خرچنگ عنکبوتی ژاپنی


  • خرچنگ ویولن‌زن

  • Lyreidus tridentatus.jpg


  • خرچنگ خال‌دار


  • خرچنگ زمینی آبی
 
  • لایک
Reactions: hadi_mr81
HAZELNUT

HAZELNUT

معاونت سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت سایت
22/9/18
4,371
18,040
113
انجمن ناول کافه


مار خاکی

مار، جانوری خزنده، گوشت‌خوار، کشیده (دراز) و بدون پا است. معمولاً مارها با مارمولک بی‌پا اشتباه گرفته می‌شوند، از جمله تفاوت‌های مار و مارمولک بی‌پا عبارتند از: مارها پلک و سوراخی برای گوش بیرونی ندارند، پولک‌های شکم آن‌ها پهن است و زبان چنگالی دارند و برخلاف مارمولک‌ها (معمولاً) اندامی کشیده و دُمی کوتاه دارند.
مارها جانورانی، خونسرد، از گروه آب‌پرده‌داران و مهره‌داران‌اند. بدن مار از پولک‌هایی که با هم همپوشانی دارند، پوشیده شده‌است. مارها از ردهٔ خزنده‌چهرگان، زیرردهٔ دوکمانان، فرورده پولک‌سوسمارشکلان، بالاراستهٔ پولک‌خزندگان، راستهٔ پولک‌داران، زیرراستهٔ ماران (Serpentes) هستند.
بیشتر گونه‌های مار، جمجمه‌ای دارند که چندین مفصل بیشتر از اجداد مارمولکشان است. این جمجمه به آن‌ها اجازه می‌دهد تا شکارهای بسیار بزرگتر از سرشان را با کمک آرواره‌هایی که بسیار جابجایی پذیرند، ببلعند. اندام درونی بدن مارها برای تطبیق بیشتر با بدن کشیده و درازشان، به گونه‌ای است که عضوهای جفت در آن‌ها مانند کلیه‌ها به جای آنکه در دو سوی بدن باشد، یکی پس از دیگری قرار گرفته. همچنین بیشتر آن‌ها تنها یک شش دارند که کار می‌کند. برخی گونه‌های مار هنوز لگن خاصره دارند و یک جفت اندام بازماندهٔ ژنتیکی ناخن مانند در دو سوی پارگین آن‌ها دیده می‌شود.
مارها غیر از قطب جنوب، برخی خشکی‌های بزرگ مانند ایرلند، زلاندنو، جزایر هاوایی، ایسلند، گرینلند و بسیاری از جزیره‌های کوچک اقیانوس اطلس و مرکز اقیانوس آرام در همهٔ قاره‌ها زندگی می‌کنند. البته دریاماران در سراسر اقیانوس هند و آرام پراکنده شده‌اند. تاکنون نزدیک به ۲۰تیره از مار که شامل ۵۰۰ سرده و نزدیک به ۳۴۰۰ گونه است، شناسایی شده‌است.
بزرگی طول مارها از ۱۰ سانتیمتر برای مار قلمی تا ۶٫۹۵ متر برای پایتون مشبک گسترده شده‌است.سنگواره‌ای از مار به نام تیتانوبوآ یافت شده‌است که ۱۳ متر طول داشته‌است.احتمالاً نسل مارها یا به مارمولک‌های آبی یا به مارمولک‌های زیرزمینی در دوران ژوراسیک با آخرین فسیل مربوط به ۱۴۳ تا ۱۶۷ میلیون سال پیش بازمی‌گردد.گوناگونی مارهای امروزی به نظر مربوط به دورهٔ پالئوسن در دورهٔ ۶۶ تا ۵۶ میلیون سال پیش است. قدیمی‌ترین توصیفی که از یک مار پیدا شده مربوط به پاپیروس بروکلین است.
بیشتر مارها زهر ندارند. آن دسته‌ای که زهرآگین‌اند هم در درجهٔ نخست از آن برای شکار و کشتن طعمهٔ خود استفاده می‌کنند یا برای دفاع شخصی. برخی مارهای زهرآگین می‌توانند باعث زخم شدید در انسان یا حتی مرگ شوند. مارهای بی‌زهر شکار خود را می‌توانند زنده بخورند یا آن را نخست با پیچیدن به دور طعمه و فشردن می‌کشند و سپس آن را می‌خورند.
برای تماشای انواع مارها در برخی کشورها، مکان‌های ویژه‌ای وجود دارد به نام مارسرا.

پراکندگی



نمایش تقریبی توزیع مار در جهان، قهوه‌ای کم‌رنگ مربوط به دریاماران و پررنگ مربوط به مارهای خاکی است.
در جهان بیش از ۲۹۰۰ گونه مار وجود دارد که از مدار قطبی یعنی اسکاندیناوی تا استرالیا پراکنده شده‌اند. مارها در همهٔ قاره‌ها به جز قطب جنوب، دریاها و ارتفاعات بیش از ۴۹۰۰ متر (۱۶۰۰۰ پا) در هیمالیای آسیا دیده می‌شوند.جزیره‌های فراوانی بدون مار هستند مانند جزیره ایرلند،ایسلند و زلاند (البته آب‌های زلاندنو هر از گاهی میزبان مار دریایی شکم‌زرد و Laticauda colubrina است).

زیست

بزرگی


یک مار قلمی باربادوس بالغ بر روی یک سکهٔ ۲۵ سنتی آمریکا

تیتانوبوآ ماری به طول ۱۲٫۸ تا ۱۳ متر بوده که اکنون منقرض شده‌است، پس از آن پایتون مشبک به طول ۶٫۹۵ متر قرار دارد که به عنوان بلندترین گونهٔ موجود مار ثبت شده‌است. مار آناکوندای سبز به طول ۵٫۲۱ متر هم به عنوان سنگین‌ترین مار جهان ثبت شده‌است.
در سوی دیگر ترین‌ها، کوچکترین مار موجود به نام مار نخی باربادوس (Leptotyphlops carlae) با طول ۱۰٫۴ سانتیمتر قرار دارد که کوتاه‌ترین مار جهان است. بیشتر مارها جانورانی کوچک هستند و طولی کمتر از ۱ متر دارند.
حواس

بویایی

مارها با بو کشیدن شکار خود را پیدا می‌کنند. آن‌ها با کمک زبان چنگالی خود ذرات موجود در هوا را جمع‌آوری می‌کنند و آن را به اندام ژاکوبسون موجود در دهانشان منتقل می‌کنند تا بررسی شوند.دو شاخ بودن زبان به مارها کمک می‌کند تا به صورت هم‌زمان به حس بویایی و چشایی جهت‌دار دست یابند. آن‌ها پیوسته زبان خود را حرکت می‌دهند تا از ذرات موجود در هوا، آب و خاک نمونه‌برداری کند، مواد شیمیایی موجود در آن‌ها را تجزیه و تحلیل کند تا تشخیص دهد که آیا شکار یا مزاحمی در محیط پیرامون قرار دارد یا خیر. زبان چنگالی برای مارهایی که به زیر آب می‌روند مانند آناکوندا هم به خوبی کار می‌کند.

بینایی

توان بینایی در میان مارها بسیار متفاوت است. برخی مارها تنها می‌توانند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند؛ در حالی که برخی دیگر بینایی خوبی دارند. اما نکتهٔ مهم دربارهٔ همهٔ آن‌ها این است که همهٔ آن‌ها به اندازهٔ کافی می‌بینند با اینکه ممکن است تیزبین نباشند، اما می‌توانند حرکات طعمه را ردیابی کنند. در حالت کلی بینایی مارهای درختی از مارهای خاکی (زیرزمینی) بهتر است. برخی مارها مانند مار آسیایی تاک (Asian vine) دارای دید دوچشمی است، اما چشمانش می‌توانند بر روی یک چیز هم‌زمان تمرکز کنند. در بیشتر مارها، جانور برای تمرکز بر روی یک جسم و دیدن آن، عدسی چشم نسبت به شبکیه پس و پیش می‌شود؛ درحالی که در دیگر آب‌پرده‌داران عدسی چشم کش می‌آید. مردمک چشم مارهای شب‌زی، شکاف مانند است درحالی که مردمک چشم مارهایی که در روز بیدارند، به صورت گرد است.

حساسیت به پرتوهای فروسرخ

افعی‌های پیت، پایتون‌ها و برخی مارهای بوآ، در شیارهای عمیق پوزه‌شان گیرنده‌های حساس به پرتوهای فروسرخ دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد پرتوهای گرمای ناشی از بدن جانوران خون‌گرم مانند پستانداران را «ببینند». در افعی‌های پیت، این شیارها میان سوراخ‌های بینی و چشم‌ها قرار دارد. دیگر مارهای حساس به پرتوهای فروسرخ، حفره‌های کوچکی روی لــ*ب بالایی، درست زیر سوراخ بینی شان را پوشانده‌است که به کمک آن‌ها پرتوهای فروسرخ را تشخیص می‌دهند.

حساسیت به لرزش

بخشی از بدن مار که با زمین تماس دارد به شدت به لرزش حساس است. در نتیجه می‌تواند کوچکترین لرزش در زمین یا هوا که در اثر حرکت جانوران نزدیک شونده ایجاد می‌شود را حس کند.

پوست

پوست مار از پولک پوشیده شده‌است. برخلاف این باور که مردم فکر می‌کنند مارها پوستی لزج مانند کرم دارند باید گفت کاملاً برعکس، مار، پوستی نرم با بافتی خشک دارد. بیشتر مارها با بهره‌گیری از پولک‌های خاص شکم شان می‌توانند روی زمین بخزند یا از یک سطح بالا بروند. پولک مار می‌تواند نرم، خاردار یا دانه‌ای باشد. پلک مارها شفاف است که به آن پولک‌های «تماشا» می‌گویند. این پلک همواره بسته‌است.
فرایند از دست دادن پولک‌ها، پوست‌اندازی نام دارد. برای یک مار لایهٔ کامل بیرونی پوست به‌صورت یک لایهٔ تکی کنده می‌شود.پولک‌های مار گسسته نیست مگر لایهٔ روپوست، به این ترتیب با هر پوست‌اندازی پولک‌ها دانه‌ای کنده نمی‌شوند؛ بلکه به صورت یک لایهٔ بیرونی از جا در می‌آیند؛ مانند جورابی که پشت رو شده باشد.
شکل و شمار پولک‌های روی سر، پشت و شکم مارها ویژه است و از آن برای کاربردهای آرایه‌شناسی استفاده می‌شود. نامگذاری پولک‌ها در درجهٔ نخست بر پایهٔ جای آن‌ها در بدن مار است. برای نمونه، می‌توان به مارهای کائنوفیدیان (Caenophidia) اشاره کرد: گستره و ردیف‌های پولک‌های پشتی متناظر با مهره‌های دمی است و به دانشمندان اجازه می‌دهد تا بدون کالبدشکافی مهره‌های جانور را بشمارند.
مارها مانند جانوران دیگر پلک ندارند؛ بلکه چشمان آن‌ها با پولک‌های شفاف پوشانده شده‌است. چشم‌های مار همواره باز است و تنها برای خواب شبکیه چشم بسته می‌شود یا صورتشان را در لایه‌های بدن فرو می‌برند و آن را می‌پوشانند.

پوست‌اندازی



چوبدست اسقلبیوس، نماد پزشکی

پوست‌اندازی چندین کاربرد دارد، نخست آنکه پوست کهنه و فرسوده با پوست تازه جایگزین می‌شود. دوم آنکه کمک می‌کند تا جانور انگل‌ها را از خود دور کند. باور بر آن است که در جانورانی مانند حشرات، پوست‌اندازی کمک می‌کند تا بدن رشد کند اما این مسئله برای مارها هنوز مورد بحث است.[۱۸][۱۹]
فرایند پوست‌اندازی چندین بار در زندگی یک مار روی می‌دهد. پیش از هر پوست‌اندازی مار از خوردن پرهیز می‌کند و اغلب پنهان می‌شود یا به یک جای امن می‌رود. درست پیش از پوست‌اندازی، پوست مار خشک و کدر می‌شود و چشم‌ها به رنگ آبی کدر (ابری) در می‌آید. سطح درونی پوست کهنه مایع می‌شود، این باعث می‌شود تا پوست کهنه از پوست نو که در زیر قرار دارد جدا شود. پس از چند روز چشم‌ها دوباره شفاف می‌شود و مار به بیرون از پوست کهنه می‌خزد. پوست کهنه در نزدیکی دهـ*ان می‌شکند و مار می‌تواند با مالیدن خود بر روی سطح‌های زبر بیرون بیاید. در بیشتر موارد پوست کهنه رو به پشت و از سر تا دم کنده می‌شود مانند یک جوراب که پشت رو شده باشد. پوست تازه بزرگتر و روشن‌تر است.[۱۸][۲۰]


چشم‌های آبی و کدر یک مار پیش از پوست‌اندازی.

یک مار بالغ یک یا دو بار در سال پوست‌اندازی می‌کند در حالی که یک مار جوان و در حال رشد می‌تواند تا چهار بار در سال این کار را انجام دهد.[۲۰] پوست مردهٔ کنده شده به خوبی الگوی پولک‌های بدن مار را نشان می‌دهد اگر پوست کنده شده آسیب ندیده باشد از روی آن می‌توان مار را شناسایی کرد.[۱۸] این نو شدن دوره‌ای در مارها باعث شده تا مار به نماد بهبودی و پزشکی تبدیل شود.[۲۱]

استخوان‌بندی


جمجمهٔ یک شاه کبرا

استخوان‌بندی بیشتر مارها تنها از یک جمجمه، لامی، ستون مهره‌ها و دنده تشکیل شده‌است البته مارهای خانوادهٔ هنوفیدیا بازمانده‌هایی از لگن خاصره و اندام‌های پشتی از نسل‌های قبل، در آن‌ها به جای مانده‌است.
جمجمهٔ مار شامل یک بخش صلب و کامل برای اعصاب (neurocranium) است که بسیاری از استخوان‌های دیگر اتصال ضعیفی به آن دارند به ویژه استخوان‌های فک که برای خوردن شکارهای بزرگ به آسانی جابجا می‌شوند. سمت راست و چپ فک پایینی تنها با یک رباط انعطاف‌پذیر به هم وصل شده‌اند از این رو می‌توانند به میزان زیادی از هم فاصله بگیرند. بخش انتهایی استخوان‌های فک پایینی با یک استخوان چهارگوش (quadrate) مفصل شده‌اند که این اتصال به تحرک بیشتر فک کمک می‌کند. همچنین استخوان چهارگوش و استخوان‌های مربوط به فک پایینی به مار کمک می‌کنند تا هر گونه لرزشی در زمین را حس کنند.[۲۲] چون هر لبهٔ فک می‌تواند به‌طور مستقل نسبت به دیگری جابجا شود مارها فک خود را بر روی سطح به صورت شل و آزاد می‌گذارند تا بتوانند صداهای پیرامون را به صورت استریو دریافت و شکار را شناسایی کنند. مارها با وجود نداشتن گوش بیرونی و استخوان‌های کوچک گوش که مکانیسم تطبیق امپدانس را به عهده می‌گیرند؛ می‌توانند با کمک گذرگاه اتصال فک -استخوان چهارگوش - استخوان رکابی، لرزش و حرکت‌های به اندازهٔ یک آنگستروم را نیز حس کند.[۲۳][۲۴]


ناخن‌های بیرون زده از زیر مار پایتون

استخوان لامی، استخوانی کوچک است که در پشت و بخش زیرین جمجمه، در ناحیهٔ «گردن» قرار دارد و به عنوان اتصالی برای زبان مار عمل می‌کند، این پدیده در چهاراندامان نیز وجود دارد.
ستون مهره‌های مار بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ (یا بیشتر) مهره دارد. مهره‌های دم نسبتاً کم اند (اغلب کمتر از ۲۰٪ کل) و دنده‌ای به آن‌ها وصل نیست در حالی که مهره‌های دیگر هر کدام دو دنده دارند. مهره‌های مار به قدری قوی اند که به جانور اجازه می‌دهند با اتصال ماهیچه‌های نیرومند به آن بدون داشتن اندام حرکتی به آسانی جابجا شوند. دم بیشتر مارها برخلاف مارمولک نمی‌تواند بدون آسیب از بدن جدا شود.[۲۵]
برخی مارها به ویژه مار بوآ و پایتون‌ها بقایایی از اندام‌های اجداد زیستی شان را هنوز دارند بخصوص یک جفت اندام کوچک که مانند ناخن تیز به‌جای پا از دو سوی پارگین بیرون زده‌است، نمود خارجی از اندام‌های به جای مانده از نسل‌های قبل است.

اندام‌های درونی


اندام‌های درونی مار، به ترتیب: ۱) مری، ۲) نای، ۴)شش چپ که کوچکتر است، ۵) شش راست، ۶)قلب، ۷) کبد، ۸) معده، ۹) کیسهٔ هوا، ۱۰) کیسه صفرا، ۱۱) لوزالمعده، ۱۲) طحال، ۱۳) روده، ۱۴)بیضه، ۱۵)کلیه‌ها

قلب مار در یک کیسه احاطه شده‌است که به آن پیراشامه می‌گویند. قلب در بخش دو شاخ نایژه قرار دارد اما به گونه‌ای نیست که در آنجا ثابت باشد بلکه به دلیل نبود دیافراگم می‌تواند حرکت کند. این ویژگی به مار کمک می‌کند تا هنگامی که شکارهای بزرگ را می‌بلعد به قلبش آسیبی وارد نشود. طحال مار به کیسهٔ صفرا و لوزالمعده چسبیده‌است و خون را فیلتر می‌کند. تیموس در بافت چربی بالای قلب قرار دارد و مسئول ساخت گلبول سفید در خون‌است. دستگاه گردش خون در مار بسیار قابل توجه‌است چون یک درگاه سامانهٔ کلیوی دارد به این معنی که خونی که از دُم مار می‌آید نخست از کلیه‌ها رد می‌شود بعد به قلب بازمی‌گردد.[۲۶]
از آنجایی که هر چیزی در بدن مار باید لوله‌ای و باریک باشد، شش چپ مار معمولاً کوچک است یا گاهی مارها اصلاً این شش را ندارند.[۲۶] در بیشتر گونه‌های مار تنها یک شش کار می‌کند. این شش شامل یک بخش پیشین‌است که اندام‌های خونی دارد و بخش پشتی که در مبادلهٔ گازها همکاری نمی‌کند.[۲۶] در برخی مارهای آبی، از شش کوچکتر در استاتیک شاره‌ها برای تنظیم شناوری مار استفاده می‌شود اما کاربرد آن در مارهای خاکی هنوز روشن نیست.[۲۶] بسیاری از اندام‌هایی که در بدن جانوران زوج است مانند کلیه یا اندام جنسی، در بدن مار به گونه‌ای چیده شده‌اند که یکی پشت سر دیگری قرار گرفته‌است.[۲۶]
مارها غدد لنفاوی ندارند.[۲۶]

دندان

مار از جمله جانورانی است که دندان‌هایش پیوسته جایگزین می‌شوند.[۲۷]

زهر


شیرمار که اغلب با مار مرجانی که زهر آن برای انسان کشنده است، اشتباه می‌شود.

مارهای کبرا، گرزه‌ماران و گونه‌های نزدیک به آن‌ها همگی از جمله مارهایی اند که برای بی حرکت کردن یا کشتن شکارشان از زهر استفاده می‌کنند. زهر در اصل همان بزاق اصلاح شدهٔ مار است که از طریق نیش (دندان‌های مار) به شکار می‌رسد.[۲۸] نیش مارهای زهرآگین پیشرفته مانند گرزه‌ماران و کفچه‌ماران معمولاً پیش از نیش زدن تهی است تا هنگام تزریق زهر کاراتر عمل کند درحالی که در مارهایی مانند boomslang تنها یک شیار در لبهٔ پشتی دارند تا زهر را به زخم شکار منتقل کنند. مارها معمولاً از زهر برای شکار کردن استفاده می‌کنند و کمتر از آن در دفاع بهره می‌گیرند.[۲۸]:۲۴۳
زهر برای مارها مانند دیگر مایعات بزاقی به عنوان کمکی در هضم غذا و شکستن ترکیبات پیچیدهٔ آن به مواد خوراکی محلول کاربرد دارد. حتی گزیدگی مارهای غیر سمی (مانند گاز گرفتگی یا گزیدگی دیگر جانوران) در محل زخم ایجاد آسیب در بافت‌ها می‌کند.[۲۸]:۲۰۹
برخی پرنده‌ها، پستانداران و گونه‌هایی از مارها (مانند شه‌مار) که خوراکشان مارهای سمی است، بدنشان نسبت به آسیب زهر برخی مارها مقاوم شده‌است.[۲۸]:۲۴۳ مارهای زهرآگین شامل سه خانواده از مارها است و یک دستهٔ مستقل در آرایه‌شناسی به آن تعلق نمی‌گیرد.
برخی بر این باورند که عبارت مار زهرآگین کاملاً درست نیست چون زهر یا تنفس می‌شود یا خورانده، اما زهر مارها تزریق می‌شود.[۲۹] با این حال دو استثناء میان مارها وجود دارد، نخست مار رابدوفیس است که زهر را از بدن وزغ‌هایی که می‌خورد می‌گیرد و آن را از غدد گردنی به سمت مزاحمان ترشح می‌کند. استثنای دوم مربوط به جمعیت اندکی از مار بندجورابی در اورگن است که به اندازهٔ کافی زهر از سمندرهای آبی که می‌خورد در کبدش ذخیره می‌کند تا برای شکارچیان پیرامون مانند روباه‌ها و کلاغ‌ها مسموم باشد.[۳۰]
ترکیب زهرمار در گونه‌های مختلف و همین‌طور در هر گونه بر اساس سن، فصل و زمان آخرین ترشح متفاوت است. ترکیبات اصلی آن پروتئین و پلی‌پپتیدهایی که خاصیت آنزیمی و سمی دارند.[نیازمند منبع] زهر مارها ترکیبی پیچیده از پروتئین‌ها است که در غدد زهر در پشت سر مار ذخیره می‌شود.[۳۰] غدد زهر در دو طرف سر و در غلافی ماهیچه‌ای قرار دارند.[نیازمند منبع] در همهٔ مارهای زهردار این غدد رو به مجراهایی به سمت دندان‌های خالی یا شیاردار فک بالایی باز می‌شود.[۲۸]:۲۴۳[۲۹] این پروتئین‌ها می‌توانند ترکیبی از نوروتاکسین (زهری که به دستگاه عصبی حمله می‌کند)، هموتاکسین (زهری که به دستگاه گردش خون حمله می‌کند)، سایتوتاکسین (حمله به سلول‌ها) و دیگر انواع زهرها باشد.[۲۹] تقریباً همهٔ زهرها آنزیم هیالورونیداز دارند که منجر به انتشار سریع زهر در بدن می‌شود.[۲۸]:۲۴۳


یک نمونه مار تاک، در تصویر نشان داده شده که دندان نیش در عقب دهـ*ان قرار دارد.

مارهای زهرآگین که زهرشان بر دستگاه گردش خون اثر می‌گذارد با همولیز (تخریب) گلبول‌های قرمز باعث ایجاد لخته و نهایتاً مرگ قربانی می‌شوند دندان‌های نیش این مارها معمولاً در جلوی دهانشان است جلو بودن دندان‌ها عمل نیش زدن و تزریق زهر به قربانی را آسان‌تر می‌کند.[۲۹]برخی مارها که زهرشان به دستگاه عصبی یورش می‌برد (مانند گربه‌مار حلقه‌طلایی) دندان‌های نیش در عقب دهانشان دارند که این دندان‌ها رو به پشت خم شده‌اند[۳۱]این نوع دندان عمل نیش زدن را برای مار دشوار می‌کند همچنین گرفتن زهر از این نوع دندان‌ها برای دانشمندان دشوارتر است.[۲۹] با این حال کفچه‌ماران مانند کبرا ومارهای براق دندان‌های نیششان در جلو قرار دارد. این دندان‌ها توخالی اند و نمی‌توانند به سمت جلو بیایند در نتیجه این مارها نمی‌توانند با دندانشان قربانی را زخمی‌کنند (بدن قربانی را خط بیندازند یا دندان را فقط در آن فروکنند مانند چاقو زدن) بلکه باید واقعاً آن را گاز بگیرند.[۲۸]:۲۴۲
به تازگی پیشنهاد شده‌است که همهٔ مارها می‌توانند تا حدی زهرآگین باشند اما مارهای بی‌خطر زهر ضعیف دارند و دندان نیشی ندارند که با آن آسیب برسانند.[۳۲] در نتیجه بر اساس این نظریه بیشتر مارهایی که به عنوان بدون زهر شناخته می‌شوند همچنان بی‌خطرند چون دندانی که زهر را برساند ندارند یا نمی‌توانند به مقدار کافی زهر به انسان برسانند. همچنین این نظریه ادعا می‌کند که اجداد مارها احتمالاً به مارمولک‌های زهرآگین برمی‌گردد، این نظریه دربارهٔ مارمولک‌های زهرآگین مانند هیولای گیلا، پوست منجوقی، بزمجه و موساسوریان که امروزه منقرض شده‌اند نیز همین نظر را دارد.
از دیدگاه آرایه‌شناسی، مارهای زهرآگین دو تیره دارند:

  • کفچه‌ماران - کبرا شامل شاه کبرا، مارهای براق، سر-مسی استرالیایی، دریاماران و مارهای مرجانی.[۳۱]
  • گرزه‌ماران - گرزه‌ماران، مار زنگی، مارهای سر-مسی/دهـ*ان-پنبه‌ای (Agkistrodon contortrix/Agkistrodon piscivorus) وbushmaster ها[۳۱]
خانوادهٔ سومی وجود دارد که شامل مارهایی است که دندان نیششان در عقب است:
  • قمچه‌ماران - boomslang، مارهای درختی، گربه‌مار حلقه‌طلایی (سرده Boiga)، مارهای تاک (Ahaetulla). البته همهٔ قمچه‌ماران زهرآگین نیستند.[۲۸]:۲۰۹[۳۱]

رفتار

خواب زمستانی

مارهایی که در مناطقی با زمستان‌هایی سردتر از توان تحمل شان زندگی می‌کنند در سرما به حالت غیرفعال در می‌آیند. مارهای بومی این مناطق به حال خفتگی می‌روند. خفتگی با خواب زمستانی پستانداران متفاوت است چون در خواب زمستانی جانور پستاندار کاملاً به خواب می‌رود اما خزندگان خواب نیستند اما غیرفعال‌اند. برای این منظور یک مار تنها ممکن است در زیر زمین حفره‌ای بکند و به درون آن رود یا درون تنهٔ یک درخت که افتاده پنهان شود یا زیر یک تخته سنگ رود. گاهی هم ممکن است شمار زیادی مار دسته جمعی به یک پناهگاه مانند غار روند.

خوراک


مار تخم-خوار آفریقایی

مارها به شدت گوشت خوارند (بیش از ۷۰٪ از خوراک آن‌ها گوشت است)، از جمله مواد غذایی آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مارمولک، قورباغه، دیگر مارها، پستانداران کوچک، پرندگان، تخم دیگر جانداران، ماهی، حلزون و حشرات.[۲۸][۱][۹][۳۳] از آنجایی که مارها نمی‌توانند گاز بگیرند یا شکار را پاره کنند به ناچار آن را درسته فرو می‌برند. بزرگی بدن مار تأثیر زیادی بر عادت‌های خوراکی آن دارد. مارهای کوچکتر شکارهای کوچکتر دارند برای نمونه خوراک پایتون‌های جوان مارمولک و موش است اما در بزرگسالی می‌توانند یک گوزن کوچک یا یک بز کوهی را بخورند.
آرواره مار ساختاری پیچیده دارد. برخلاف باور عمومی که مار می‌تواند آرواره اش را جابجا کند، باید گفت مارها آروارهٔ پایینی بسیار انعطاف‌پذیری دارند که دو نیمهٔ آن به صورت اتصال صلب به هم وصل نیستند همچنین چندین اتصال میان فک و جمجمه وجود دارد که به آن‌ها اجازه می‌دهد دهانشان را برای بلعیدن درستهٔ یک شکار که قطرش از قطر بدن خود مار بیشتر است باز کنند.[۳۳] برای نمونه مار تخم-خور آفریقایی می‌تواند تخم‌هایی بسیار بزرگتر از قطر سرش را فروبرد.[۲۸]:۸۱ این مار هیچ دندانی ندارد اما پیش آمدگی استخوانی محکمی در لبهٔ درونی ستون مهره‌های خود دارند که با کمک آن تخم‌ها را می‌شکنند.[۲۸]:۸۱
درحالی که بیشتر مارها از جانوران دیگر شکار می‌کنند در این میان شاه کبرا و مار استرالیایی بندی-بندی دیگر مارها را شکار می‌کنند. مار Pareas iwesakii و دیگرقمچه‌مارانی که از حلزون تغذیه می‌کنند، از زیرخانوادهٔ Pareatinae، دندان‌های بیشتری در نیمهٔ راست دهانشان دارند تا نیمهٔ چپ؛ دلیل این پدیده این است که پوستهٔ شکار آن‌ها معمولاً در جهت ساعت‌گرد می‌چرخد.[۲۸]:۱۸۴[۳۴]
برخی مارها شکار خود را اول با نیش زدن می‌کشند و بعد می‌خورند[۳۳][۳۵] برخی دیگر با چنبره زدن به دور آن، آن را آمادهٔ خوردن می‌کنند.[۳۳]بقیهٔ مارها شکار خود را زنده و درسته می‌خورند.[۲۸]:۸۱[۳۳]
پس از خوردن مارها می‌خوابند تا فرایند گوارش روی دهد.[۳۶] گوارش فرایند انرژی بری است به ویژه اگر شکار بزرگ باشد. برای مارهایی که گه گاه به شکار می‌روند دستگاه گوارش و روده بخشی از وعدهٔ غذایی را وارد بدن می‌کند تا انرژی ذخیره شود پس از ۴۸ ساعت دستگاه گوارش با ظرفیت کامل دوباره مشغول به کار می‌شود. خونسرد بودن مارها باعث می‌شود دمای پیرامون تأثیر زیادی بر گوارش آن‌ها بگذارد. بهترین دما برای گوارش مار ۳۰ درجهٔ سانتیگراد است. در پی فرایند گوارش دمای سطح بدن ۱٫۲ درجهٔ سانتیگراد افزایش می‌یابد.[۳۷] اگر مار پس از خوردن خطری را احساس کند خوراک خود را بالا می‌آورد تا بتواند فرار کند. اما اگر کسی مزاحمش نشود فرایند گوارش بازدهی بالایی در بدن مار دارد به گونه‌ای که باآنزیم‌های بدن او تقریباً همهٔ بدن شکار جذب می‌شود (غیر از پر، مو و پنجه‌های شکار که همراه با مواد زائد بدن (اسید اوریک دفع می‌شود)

جابجایی

نداشتن دست و پا در مارها آن‌ها را از جابجایی بازنداشته‌است. آن‌ها چند روش حرکتی برای خود پیدا کرده‌اند که بسته به محیط‌های مختلف متفاوت است. در جانورانی که دست و پا دارند، جابجایی به صورت یک عمل پیوسته‌است درحالی که جابجایی در مارها به صورت گسسته و متفاوت از دیگری است و انتقال بین یک نوع از جابجایی به نوع دیگر کاملاً ناگهانی روی می‌دهد.[۳۸][۳۹]

خیزش موج وارِ جانبی

خیزش موج وارِ جانبی یا بر پهلو، تنها روش جابجایی مارهای آبی و پرکاربردترین روش جابجایی در میان مارهای خشکی است.[۳۹] در این روش جابجایی مار به صورت متناوب و پی در پی خود را به چپ و راست خم می‌کند وقتی به آن نگاه می‌کنیم گویی یک موج رو به عقب در حرکت است.[۳۸] این جابجایی به نظر سریع می‌آید اما در واقع بیشترین سرعتی که برای مارها ثبت شده به اندازهٔ دو طول بدن مار در یک ثانیه بوده که البته چنین سرعتی بسیار کم پیش می‌آید و مارها معمولاً با سرعت کمتری جابجا می‌شوند.[۴۰] مقدار انرژی که مارها با این روش از خزش مصرف می‌کنند برابر با مقدار انرژی است که یک مارمولک هم وزن مار، در هنگام دویدن صرف می‌کند.[۴۱]
خزش موج وارِ بر پهلو برای مارهای خشکی به این صورت است که: موجی که گفته شد در اندام مار ایجاد می‌شود و رو به عقب حرکت می‌کند به نقطه‌های از زمین مانند سنگریزه‌ها، ناهمواری‌های خاک و ساقه‌های گیاهان نیرو وارد می‌کند و در اثر نیروی عکس‌العمل این اجسام مار دقیقاً رو به جلو هل داده می‌شود.[۴۲] سرعت جابجایی در این روش کاملاً به تراکم و جنس نقطه‌ای از زمین که مار بر آن نیرو وارد می‌کند بستگی دارد. سرعت حرکت موج دقیقاً با سرعت حرکت مار برابر است در این روش چون مار به صورت مستقیم رو به جلو هل داده می‌شود می‌تواند از میان مسیرهایی که چگالی گیاهی آن‌ها زیاد است به راحتی عبور کند و از هر سوراخ کوچکی رد شود.[۴۲]
وقتی مار شنا می‌کند موجی که گفته شد بزرگتر می‌شود و سرعت حرکت رو به عقب موج از سرعت حرکت رو به جلوی مار بیشتر خواهد بود.[۴۳] این روش خزش با اینکه ظاهری مشابه در میان مارهای آبی و خاکی دارد اما الگوی دگرگونی‌های ماهیچه‌های درگیر در آن بین مارهای آبی متفاوت از مارهای خاکی است از این رو، دو روش متفاوت جابجایی در نظر گرفته می‌شود.[۴۴] همهٔ مارها می‌توانند با موج جانبی رو به پشت، خود را به سمت جلو هل دهند (حرکت رو به جلو) اما تنها در میان مارهای آبی دیده شده که مار با ایجاد موج رو به جلو، خود را به پشت هل دهد (حرکت به سمت عقب).[۳۸]
به پهلو پیچ خوردن

اندرکنش با انسان

گزیدگی


خلاصه‌ای از نشانه‌های عمومی مارگزیدگی
نوشتار اصلی: مارگزیدگی

مارها در حالت عادی، انسان شکار نمی‌کنند مگر آنکه زخمی‌باشند یا ترسیده باشند. بیشتر مارها ترجیح می‌دهند از تماس یا حمله به انسان پرهیز کنند. در حالت کلی مارهای غیر سمی خطری برای انسان نیستند تنها استثناء مارهای چنبره‌ای بزرگ است. گزیدگی یک مار غیر سمی معمولاً بی‌خطر است چون دندان‌های مار برای پاره کردن یا ایجاد زخم عمیق طراحی نشده‌اند بلکه بیشتر برای گرفتن شکار و نگاه داشتنش کار می‌کنند. با این حال احتمال عفونت و آسیب به بافت محل گزیدگی مار غیر سمی وجود دارد. مارهای زهری خطر بسیاری بزرگتری برای انسان‌اند.[۲۸]:۲۰۹ سازمان سلامت جهانی مارگزیدگی را زیر ردهٔ «دیگر شرایط نادیده گرفته شده» فهرست می‌کند.[۴۵]
میزان مرگ و میر ناشی از مارگزیدگی خیلی مستند نیست. نیش مارهای سمی که منجر به مرگ نشود می‌تواند به قطع عضو بینجامد. از حدود ۷۲۵ گونهٔ مار زهری در سراسر جهان ۲۵۰ مورد می‌توانند با یک نیش انسان را بکشند. به‌طور متوسط در استرالیا در هر سال یک تن قربانی مارگزیدگی می‌شود درحالی که در هند، سالانه ۲۵۰ هزار مارگزیدگی ثبت می‌شود که ۵۰ هزار مورد آن‌ها منجر به مرگ می‌شود.[۴۶]
درمان مارگزیدگی بسته به خود گزیدگی متفاوت است. بهترین درمان استفاده از پادزهری است که از زهر همان مار گرفته شده باشد. برخی پادزهرها تنها برای یک گونه جواب می‌دهند و برخی دیگر برای چندین گونه. برای مثال در آمریکا همهٔ مارهای زهری از نوع افعی روزن‌دار اند به استثنای مار مرجانی. برای پادزهر ساختن، ترکیبی از زهر گونه‌های مختلف مار زنگی، سر-مسی، و دهـ*ان-پنبه‌ای با هم مخلوط می‌شوند و به بدن یک جانور مانند اسب تزریق می‌شوند تا جایی که بدن اسب ایمن می‌شود سپس خون از بدن اسب ایمن شده گرفته می‌شود. سرم از خون جدا، خالص‌سازی و یخی خشک می‌شود. سپس با آب استریل بازسازی می‌شود و تبدیل به پادزهر می‌شود. در این میان کسانی که به اسب حساسیت دارند احتمال آنکه نسبت به پادزهر حساسیت بدهند وجود دارد.[۴۷] پادزهر مارهای خطرناک تر مانند مامبا، تایپان و کبرا هم به همین روش در هندوستان، آفریقای جنوبی و استرالیا ساخته می‌شود که البته این پادزهرها تنها برای همان گونه کاربرد دارد.

افسونگران مار


یک کبرای هندی درون سبد، این‌گونه مار بیش از دیگران در افسونگری کاربرد دارد.

در برخی نقاط جهان به ویژه در هند، افسونگری مار یکی از نمایش‌های خیابانی است. افسونگر یک مار در سبدش دارد که به نظر می‌رسد مار با نواختن ابزار موسیقی (معمولاً فلوت) افسون می‌شود و به آن پاسخ می‌دهد.[۴۸] مارها گوش خارجی ندارند بلکه تنها گوش داخلی دارند و به حرکت‌های فلوت پاسخ می‌دهند و نه به صدایی که می‌شنوند.[۴۸][۴۹]
قانون حفاظت از حیات وحش در سال ۱۹۷۲ افسونگری مار و دیگر نمایش‌های خیابانی این‌گونه را به دلیل ظلم و بی رحمی به جانداران ممنوع کرده‌است. از جمله دیگر نمایش‌های خیابانی استفاده از یک خدنگ و مار است و مجبور کردن دو حیوان به جنگ با یکدیگر. این کار امروزه کمتر انجام می‌شود چون در اثر زخم‌های شدید مار یا خدنگ ممکن است کشته شوند. این روزها به دلیل بوجود آمدن زندگی مدرن و قانون‌های حمایت از حیوانات، این‌گونه شغل‌ها در هند رو به پایان‌اند.[۴۸]

به دام انداختن

قبیلهٔ ایرولاس (Irulas) از آندرا پرادش و تامیل نادو در هند از گذشته از شکارچیان-مجموعه داران مار در جنگل‌ها و بیابان‌های خشک و گرم بوده‌اند و هنر گرفتن مار برای نسل‌های طولانی میان آن‌ها رواج داشته‌است. آن‌ها دانش گسترده‌ای از مارها دارند و عموماً مارها را تنها با کمک یک چوب شکار می‌کنند. پیشتر این قبیله هزاران مار را برای صنعت پوست مار شکار می‌کرد اما پس از قانون ممنوعیت شکار مار در هند (۱۹۷۲) آن‌ها تجارت خود را به شکار مار برای گرفتن زهر آن تغییر دادند آن‌ها از هر مار چهار بار زهرگیری می‌کردند و بعد آن را آزاد می‌کردند. از زهر در تولید پادزهر، پژوهش‌های پزشکی بیو و دیگر محصولات پزشکی استفاده می‌شد.[۵۰] همچنین گفته شده این قبیله از گوشت مار هم می‌خورند برخی دیگر از مارها برای ریشه کن کردن موش‌های مزاحم در روستا استفاده می‌کنند.
علاوه بر افسونگران مار، گروهی به صورت حرفه‌ای به شکار مار می‌پردازند در این حالت یک خزنده‌شناس با یک تکه چوب بلند که سر آن دو شاخ شده مار را به دام می‌اندازد. برخی مجریان تلویزیونی مانند بیل هاست،آستین استیونز، استیو اروین و جف کوروین ترجیح می‌دهند مار را با دست خالی شکار کنند.

به عنوان خوراک


گوشت مار، در یک رستوران در تایپه

در برخی فرهنگ‌ها مانند آشپزی کانتونی (مربوط به بخش‌هایی از چین) خوراک‌هایی مانند سوپ مار وجود دارد که در پاییز معمولاً خورده می‌شود مردم منطقه بر این باورند که خوراک‌های برگرفته از مار باعث گرمی بدن و گرمی قلب می‌شود. در فرهنگ غرب خوردن مار در شرایط قحطی و گرسنگی زیاد ثبت شده‌است.[۵۱] البته مار زنگی پخته یک استثناء است که خوراک آن در بخش‌هایی از غرب آمریکا رواج دارد. در کشورهای آسیایی مانند چین، تایوان، تایلند، اندونزی، ویتنام و کامبوج نوشیدن خون مار، بخصوص کبرا برای بالا بردن میل جنسی مردانه رواج دارد. این خون زمانی گرفته می‌شود که کبرا هنوز زنده است و معمولاً با یک نوشیدنی الکلی آمیخته می‌شود تا مزهٔ بهتری پیدا کند.[۵۲]
در برخی کشورهای آسیایی یک یا چند مار را در یک نوشیدنی الکلی می‌خوابانند با این فرض که این نوشیدنی سنگین تر (قوی تر) می‌شود (و البته گران‌تر).
آبگوشت مار نوعی آبگوشت بوده که در ایران قدیم از گوشت مار تهیه می‌شده و برای مصونیت از مارگزیدگی، دور کردن سحر و جادو، و افزایش قوای جنسی مصرف می‌شده‌است.[۵۳]
در آمریکا به نیروهای ویژهٔ ارتش یاد داده می‌شود که چگونه یک مار را بگیرند، بکشند سپس بخورند به کسانی که چنین کار می‌کنند مارخور (snake eater) گفته می‌شود. این کار برای یادگیری چگونه جان به در بردن از شرایط دشوار است.
شــ*راب مار (蛇酒) یک نوشیدنی است که از خواباندن یک مار درسته در شــ*راب برنج یا اتانول بدست می‌آید این نوشیدنی نخستین بار در چین ثبت شده‌است برپایهٔ طب سنتی چین این نوشیدنی به فرد نیروی دوباره می‌بخشد.[۵۴]

به عنوان حیوان خانگی

در کشورهای غربی برخی مارها به ویژه پایتون توپی و مار ذرت به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شوند. از این رو صنعت اصلاح نسل و پرورش مار بوجود آمده‌است. مارهایی که از این طریق پرورش و ازدیاد می‌شوند نسبت به گونه‌هایی که از دنیای وحش گرفته می‌شوند ترجیح دارند.[۵۵] مارها نسبت به دیگر حیوانات خانگی به مراقبت کمتری نیاز دارند. بیشتر مارها به بیش از ۱٫۵ متر فضا (در طول) نیاز ندارند. مارها کم غذا می‌خورند هر ۵ تا ۱۴ روز یک بار. اگر به خوبی از این جانور نگهداری شود برخی از آن‌ها عمری طولانی تا بیش از ۴۰ سال دارند.

نمادشناسی


دو طرف معبد توت‌عنخ‌آمون، فرعون مصری با چهار مار کبرای ساخته شده از طلا و لاجورد. دره پادشاهان، تبای، (۱۳۴۷ تا ۳۷ پیش از میلاد).


مدوسا، کار هنرمند ایتالیایی،کاراواجو، در سدهٔ ۱۶ میلادی.
در تاریخ مصر، مار نقش مهمی بر دوش دارد؛ به ویژه کبرای نیل که شیفتهٔ تاج فرعون‌ها در دوران باستان است. این مار به عنوان یکی از خدایان پرستش می‌شد همچنین ابزار مهمی در کشتن یک فرد دیگر یا اجرای آیین خودکشی (مانند خودکشی کلئوپاترا) بوده‌است.
در اساطیر یونان مارها معمولاً به صورت دشمنی مرگبار و خطرناک نشان داده می‌شوند البته در افسانه‌های یونان مار نماد شیطان نیست بلکه نمادی از عنصرهای زیرزمین است، برگردان تقریبی آن «در پیوند با زمین» است. برای نمونه هیدرای نُه سر که هرکول او را شکست داد و خواهران گورگون از فرزندان گایای زمین بودند.[۵۶] مدوسا یکی از سه خواهر گورگون بود که پرسئوس شکستش داد.[۵۶] گفته می‌شود مدوسا موجوی فناپذیر و دیو سیرت بوده که در سرش به جای مو، مار درآمده بوده‌است و می‌توانسته انسان‌ها را به سنگ تبدیل کند.[۵۶] پس از کشتن شدن مدوسا، پرسئوس سر او را به آتنا می‌دهد تا از آن در سپرش، ایجس استفاده کند.[۵۶] تصویر تایتان از افسانه‌های یونان هم به جای دست و پا با مار به نمایش درآمده، چون آن‌ها هم از فرزندان گایا و اورانوس بودند و پیوندخورده به زمین.
سه نماد پزشکی که در آن‌ها از نقش مار استفاده شده و هنوز هم بکار برده می‌شوند عبارتند از: جام هایجیا به عنوان نماد داروسازی و عصای چاووش هرمس و چوبدست اسقلبیوس هر دو به عنوان نماد عمومی پزشکی.[۲۱]
هندوستان با نام سرزمین مارها شناخته می‌شود و سرشار از افسانه‌ها و سنتهای مربوط به مار است.[۵۷] در این سرزمین مار پرستیده می‌شود و حتی امروزه زنان هندی بر روی سر مار، شیر می‌ریزند (با وجود بیزاری مار از شیر)[۵۷]در نقاشی‌ها کبرا بر روی گردن شیوا نشان داده می‌شود و ویشنو هم به صورت خوابیده بر روی یک مار هفت-سر یا در میان حلقهٔ یک مار کشیده می‌شود.[۵۸] همچنین چندین معبد ویژهٔ مار کبرا در هند وجود دارد که گاهی به آن‌هاناگراژ (شاه ماران) می‌گویند به باور این مردم مارها نماد باروری و زایش‌اند. یک جشنوارهٔ هندو به نام ناگ هم سالانه برگزار می‌شود که در آن مارها مورد احترام و پرستش قرار می‌گیرند.
در هند یک پیشینهٔ افسانه‌ای دیگر برای مارها وجود دارد که در زبان هندی به آن ایچاداری می‌گویند در افسانه باور افراد بر این است که مارها می‌توانند به شکل هر جانوری درآیند اما ترجیح می‌دهند به شکل انسان درآیند. این مارهای جادویی یک سنگ ارزشمند به نام «مانی» با خود دارند که از الماس باارزش تر است. داستان‌های بسیاری در هند پیرامون انسان‌های طمع کار و حریص وجود دارد که تلاش کرده‌اند این سنگ ارزشمند را بدست آورند اما در نهایت تلاش آن‌ها منجر به مرگ آن‌ها شده‌است.
اوروبروس نمادی است که در آیین‌های گوناگون دیده می‌شود که به کیمیاگری مربوط است. این نماد یک مار است که دم خود را می‌خورد (یک حلقه تشکیل می‌شود) که نشان دهندهٔ چرخهٔ زندگی-مرگ-زندگی دوباره است و به جاودانگی می‌رسد.
مار یکی از ۱۲ جانور گردآسمان چینی در گاه‌شماری چینی است.
بسیاری از آیین‌های باستانی پرو طبیعت را پرستیده‌اند[۵۹]که بر حیوانات به ویژه مار تأکید داشته‌اند.

مار در باورهای فرهنگی

مار پرنده در آیین کاکولکان، آیین تمدن مایاها، نشانه این آیین به‌شمار می‌رفت.

مار در افسانه‌های کهن ایرانیان، روی شانه‌های ضحاک، پادشاه ستمگر، به صورت جزئی از بدن او، و دربرابر گناهانش، پس از خدمت شیطان در لباس یک آشپز به وی، ظاهر می‌شود.

ردپای مار به عنوان موجودی جالب توجه را می‌توان در اساطیر کهن از جمله یونان باستان یافت. نشان مار در اساطیر یونانی-رومی به ۱۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد که در آن «آسکِلِپیوس» (فرزند آپولون) خدای پزشکی و درمان ، بیماران را شفا می‌بخشیده و مردگان را زنده می‌کرده‌است. او همواره عصایی را با خود به همراه داشت که ماری به دور آن پیچیده بود، چرا که مار در اساطیر یونانی-رومی نماد هوش و سلامت بود.

دنیای پزشکی نوین همچنان وامدار اسطوره‌های کهن است چرا که مار در دنیای امروز هم نماد پزشکی و سلامت است. ردپای این موجود افسونگر را در مصر باستان نیز می‌توان یافت؛ مار کبری نماد سلطنت و قدرت مصر باستان بوده و «بوتو» الهه نگهبان مصر و فرعون در قامت مار کبری خدایی می‌کرده‌است.

علاوه بر داستان‌های اساطیری، در انجیل بیش از هشتاد بار از مار نام برده شده و شیطان در قالب مار آدم و حوا را فریب داده‌است؛ همچنین در قرآن نیز چندین بار از انواع گوناگون آن نام برده شده‌است و با وجود آنکه اشاره مستقیمی به فرورفتن شیطان در کالبد مار وجود ندارد، این قصه در روایاتی آمده‌است.

زهر مار

استفاده دارویی

زهرمار بخاطر اثرات دارویی و فیزیولوژیک می‌تواند بر مولکول‌های زیستی، سلول‌ها، بافت‌ها و اندام‌های مختلف اثر بگذارد بنابراین قابلیت آن را دارد که در صنعت داروسازی بکار گرفته شود. «کاپتوپریل» دارویی که در درمان فشارخون و بیماری‌های قلبی استفاده می‌شود شاید یکی از معروفترین مثال‌های بهره‌گیری از زهر مار در صنعت داروسازی باشد.
بررسی اثرات پپتیدهای موجود در زهرمار تیره گرزه‌ماران(وایپریدا) باعث شناخت آنزیم‌های مؤثر بر کارکرد قلب و فشار خون شد که در نهایت تولید این دارو به انقلابی در درمان بیماری‌های قلبی و عروقی انجامید.
برخی از پپتیدهای موجود در زهرمار مانند تکستیلینین خاصیت ضد خون‌ریزی دارند، از این ماده برای ساخت داروی جلوگیری از خون‌ریزی در هنگام عمل قلب باز استفاده شده که مراحل آزمایشگاهی و بالینی خود را طی می‌کند.
از سوی دیگر، در جهان امروز که با مسئله مقاومت آنتی‌بیوتیک‌ها، ترکیباتی با خاصیت ضد باکتریایی و ضد قارچی، می‌توانند به کشف آنتی‌بیوتیک‌های جدید منجر شود.
زهرمار به دلیل داشتن ترکیبات پیچیده زیستی و دارویی مانند پروتئین‌ها و پپتیدهای آنزیمی و غیر آنزیمی، مواد معدنی متفاوت و مواد غیر معدنی خاص خود، خاصیت هیدرولیز دارد. این خاصیت می‌تواند در درمان بیماری‌های مختلف از جمله درمان سرطان مورد استفاده قرار گیرد و راه‌های جدیدی را در درمان بگشاید.
 
  • لایک
Reactions: hadi_mr81 and Niku
HAZELNUT

HAZELNUT

معاونت سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت سایت
22/9/18
4,371
18,040
113
انجمن ناول کافه

کک (حشره)

کک.jpg

کَکها حشرات بدون بال، خونخوار، بسیار ریز و از راسته لوله‌بالان هستند که کمتر از ۴ میلی‌متر طول دارند. کک‌ها حرکتهای جهشی دارند. ککها بیشتر از پستانداران و گاهی از پرندگان خونخواری می‌کنند. به‌طور کلی از ۳۰۰۰ گونه کک فقط ۱۲ گونه به انسان حمله می‌کنند. مهمترین گونه‌های کک، کک جوندگان، کک انسان، کک گربه (Ctenocephalides felis) و کک سگ (Ctenocephalides canis) هستند. گزش آن‌ها باعث تحریک، ناراحتی شدید و خونریزی می‌شود. کک‌ها جوندگان ناقل مهم طاعون خیارکی و تیفوس هستند. کک‌های گربه که کرمهای نواری (ستودها) را منتقل می‌کند، عموماً در آمریکا دیده شده‌اند و در موارد نادر با خود بیماریهایی را حمل می‌کنند. کک‌های سگ عموماً در اروپا یافت می‌شوند و عمومی‌ترین انگل در سگ‌ها از طریق این موجودات منتقل می‌شود. کک تونگا (کک شنی یا کک انسان) پوست انسان را سوراخ کرده و باعث عفونت می‌شود و همچنین کک تونگا در بدن انسان و حیوان تخمگذاری می‌کند که به این تخم‌ها جیگر (jigger) می‌گویند که اگر از بدن با جراحی کوچک خارج نشوند موجب عفونت خونی و پوستی یا حتی مرگ می‌شوند. کک‌هایی که انسان را می‌گزند در بیشتر نقاط جهان یافت می‌شوند. کک‌ها از جمله پارازیتهایی هستند که به اشتباه مردم فکر می‌کنند که این کک‌ها از حیوان به انسان منتقل می‌شود که اینطور نیست و کک حیوان مثل سگ و گربه به روی پوست انسان زنده نمی‌مانند. کک‌ها می‌توانند به لباس‌ها یا حیوان شما بچسبند. آن‌ها در حیاطها، پرورش گاه‌های سگ و گربه، جنگلها و پارکها و یا در مکان‌های دیگری که حیوانات در آنجا زندگی می‌کنند یافت می‌شوند، چون برای کک‌ها این‌ها مکانهایی هستند که می‌توانند میزبان‌های خود را پیدا کرده و تولید مثل کنند.


چرخه زندگی

چرخه زندگی ککها شامل ۴ مرحله تخم، لارو، شفیره و بالغ است. یک کک ماده می‌تواند در روز ۵۰ تا تخم بگذارد! تخم ککها حدود ۰٫۵ میلی‌متر طول دارد، تخم مرغی شکل و سفید می‌باشد. کک روی میزبان خود تخم‌گذاری می‌کند، که این تخمها از بدن میزبان روی فرش، زمین، خاک یا هر جای دیگری می‌افتند و در شرایطی که دمای هوا اندکی بالا و هوا نسبتاً مرطوب باشد می‌توانند دوام بیاورند و چرخه زندگی خود را کامل کنند. بر اساس تحقیقات آزمایشگاهی فقط ۵۰٪ از تخمهای هر کک به لارو تبدیل می‌شوند و در حدود ۳۵٪ از لاروها موفق به تنیدن پیله و تشکیل پوپ می‌گردند. اما از کل تخم‌های اولیه کک فقط ۵٪ آن‌ها به حشره بالغ تبدیل می‌گردند. کک‌های بالغ ۱–۴ میلی‌متر طول و بدنی بیضی شکل دارند و در طرفین فشرده و بدون بال هستند. همچنین پاهای آن‌ها رشد مناسبی داشته و برای جهیدن سازگاری دارند.
در عرض ۱۰ روز پس از قرار گرفتن تخم در محیط مناسب، لارو کرم مانندی که فاقد ضمائم حرکتی است خارج می‌شود. این لاروها از زیر سطح خاک حرکت می‌کنند یا اگر داخل اتاق باشد به داخل فرشها یا شکاف‌های کف نفوذ می‌کنند، لاروها از مدفوع ککهای بالغ تغذیه می‌کنند و در عرض ۵–۱۲ روز پیله‌ای ابریشم مانند در اطراف خود تولید و در آن شفیره‌گذاری می‌کنند. خروج حشره بالغ از پیله بسته به شرایط ممکن است از ۵ تا ۱۴۰ روز طول بکشد، پس از خارج شدن حشره بالغ از پیله، خود را به میزبانش می‌رساند و ادامه عمرش را که حدود ۱۰۰ روز می‌باشد روی میزبان سپری می‌کند و از او تغذیه می‌نماید.
چرخه زندگی کک معمولاً در عرض ۳–۴ هفته کامل می‌شود. ککها ۴۸ ساعت پس از اولین خونخواری، جفت‌گیری کرده و به تولید تخم می‌پردازند. ککها نسبت به سرما حساسند و در زمستان قادر به تحمل سرمای هوای بیرون از منزل نیستند و در ساختمان‌هایی که هوای گرم و مرطوب و غذای کافی وجود دارد به سر می‌برند.

چطور تشخیص دهیم در جایی کک وجود دارد؟!

کک‌ھا نزدیک محل استراحت و خواب میزبان در گرد و غبار، شکاف‌ھای موجود در دیوار و کف ساختمان، فرش، حفرات ایجاد شده توسط حیوانات، آشیانه پرندگان، محل نگھداری حیوانات، کودھای دامی و زباله‌ھا زندگی و تخم ریزی می‌کنند. کک ھا در شرایط سخت قادرند تا یک سال گرسنگی را تحمل کرده و زنده بمانند. کک ھا از نور گریزان بوده و عمدتا در میان موھا، پر حیوانات یا در تختخواب و لباس افراد دیده می‌شوند.

راه‌های مقابله با کک زدگی
  1. به‌محض احساس حرکت کک روی بدن، بدن‌تان را خیس کرده و موجود را بگیرید. متأسفانه کک‌ها قهرمان پرش هستند و در صورت خشک بودن بدن گرفتن آن سخت است. سعی کنید به حمام بروید و زیر دوش، لباس‌های خود را دربیاورید چون آب، کک‌ها را بی‌حرکت و درنهایت نابود می‌کند.
  2. برای از بین بردن کک‌ها، تخم‌ها، لاروها و پیله‌ها، مرتب فرش‌ها را با جاروبرقی تمیز کنید چون محل موردعلاقه کک‌ها بین پرزهای فرش است.
  3. شب از پتوهای پرزدار استفاده نکنید.
  4. لباس‌ها را در آب جوش انداخته و در فضای باز خشک ‌کنید.
  5. اگر شما متوجه گزش کک شدید، محل زخم را با آب و صابون بشویید. کمی لوسیون بمالید تا از شدت خارش کم نماید. همچنین می‌توانید جهت درمان محل خارش از پماد کالامین استفاده کنید. هیچ‌گاه سعی نکنید محل زخم را خیلی زیاد بخارانید، چون ممکن است سبب عفونی شدن آن شود
  6. سم‌پاشی: در آلودگی‌های شدید جهت ریشه‌کنی مؤثر کک‌ها می‌بایست سم‌پاشی با سمومی از قبیل (پیروتروئیدها، پروپکسور، بندیوکارب) انجام گیرد. فضاهای خانه را مخصوصاً در محل کنج‌ها سم‌پاشی کنید.
مقابله با کک

مبارزه کلی با کک

برای یک مبارزه کلی با کک‌ها می‌توان کف منازل و مسیر حرکت جوندگان را با ددت 5-10 درصد، گامکسان 1 درصد یا دیلدرین 0.5(نیم) درصد سمپاشی کرد یا گرد حشره‌کش را به داخل لانه جوندگان پاشید. در بسیاری از نقاط دنیا گونه‌های گزنوپسیلا کئوپیس و پولکس ایریتانس نسبت به ددت دیلدرین و گامکسان مقاوم شده‌اند بنابراین استفاده از حشره‌کش‌های فسفره یا کاربامات‌ها مثل دیازنیون 2 درصد، فنتیون (بایتکس) 2 درصد، مالاتیون 5 درصد، فنتروتیون (سومیتیون) 2 درصد آیدو فنفوس 2 درصد و سوین 5-3 درصد بهتر است.

راه‌حل‌های گیاهی مبارزه با کک

به دنبال یافتن راه‌حلی برای مبارزه با کک‌ها، با بررسی انواعی از گیاهان، تعدادی از آن‌ها که دارای ترکیبات مؤثری در جهت فراری دادن حشرات بودند شناسایی گردیدند.

این گیاهان عبارت بودند از: بابونه، سیر، اوکالیپتوس، پونه، شمعدانی، درخت چای (روغن این درخت) و اوسطوخودوس.

جهت ساخت ترکیب مؤثری از آن‌ها، عصاره این گیاهان به‌صورت عرق‌گیری تهیه گردید. سپس از مقدار کمی وازلین، پمادی تهیه شد.

در بررسی نتایج حاصل از آزمایش‌های انجام‌شده، معلوم شد به احتمال 95% پماد مذکور می‌تواند سبب دور کردن کک‌ها و کاهش گزش آن‌ها شود.

در اثر گزش کک آیا بیماری خاصی برای شخص به وجود می آید؟!

از آن‌جایی که این موجودات عاشق خون هستند، با نیش زدن و مکیدن خون دام ها و سایر موجودات از جمله انسان انواع ویروس ها، انگل‌ها و باکتری‌ها را وارد بدن خود می‌کنند. بعد انسان یا حیوان دیگری را نیش می‌زنند و به این ترتیب بیماری‌ها را انتقال می‌دهند.

به طور کلی یکی از مواردی که در سفرهای طبیعت گردی باید به آن توجه کنید، گزش حشرات است، مطلب مواظب گزش حشرات در سفر باشید راهنمای شما برای حل این مشکل است.
 
HAZELNUT

HAZELNUT

معاونت سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت سایت
22/9/18
4,371
18,040
113
انجمن ناول کافه

زنجرک سیب‌زمینی

در ایالات متحده آمریکا حشره زنجرک سیب زمینی [Empoasca fabae (Harris)] ممکن است باعث کاهش عملکرد چین دوم و چینهای بعدی یونجه در نواحی بین دره میسیسیپی و ایالات غرب میانه تا سواحل شرقی شود. خسارت ناشی از زنجره سیب زمینی به یونجه شامل زردی و گاهی قرمزی یا ارغوانی شدن برگها، توقف رشد، و کاهش کمیت و کیفیت علوفه میشود. چنانچه برداشت محصول تا پس از مرحله ای که يكدهم ساقه به گل رفته اند به تأخير افتد، خسارت ناشی از زنجره زیاد خواهد بود. واریته های یونجه از لحاظ حساسیت نسبت به خسارت ناشی از زنجره سیب زمینی متفاوت هستند. به طور کلی، سویه های گروههای غیرمقاوم به سرما و ترکستانی نسبت به زنجره بسیار حساس هستند. گونه M.falcata نسبت به M.sativa سطح مقاومت بیشتری دارد. واریته هایی نظیر کالور، رامبلر، ریزوما، تتون، و ورنال که حاوی مقادیری از پلاسم زایشی M.falcata هستند، در مقایسه با ارقام انتخاب نشده M.sativa تحمل نسبتاً بیشتری را در مقابل زنجره سیب زمینی نشان میدهند. با این وجود همان گونه که با تولید واریته چروکی نشان داده شده است، گیاهان مقاوم در بیشتر واریته ها یافت میشوند. واریته چروکی، در جامعه ای با زمینه ژنتیکی گسترده، از طریق هفت دور انتخاب دورهای فنوتیپی برای مقاومت به زردی ناشی از خسارت زنجره تولید شده است.



پژوهش های انجام شده بر روی حشره زنجرک سیب زمینی

اغلب پژوهشگران با برآورد ظاهری و مشاهده میزان زردی گیاه مقاومت را ارزیابی کرده اند. در هر صورت، بررسی جوامع زنجره برای تمیز دادن تحمل گیاهی از تضاد زیستی یا پدیده غیرترجیحی ضروری است. پژوهشگران ایندیانا برای ارزیابی تعداد زیادی گیاه، در مزرعه در برابر جوامع زنجره اقدام به شمارش آنها کردند. برای این منظور پارچه حریر نازکی به حلقه ای ۷ سانتیمتری نصب و در برابر گیاه برای جمع آوری حشره قرار داده شد. پژوهشگران دیگر تعداد زنجره را با قطع گیاهان و قراردادن آنها در پاکتهای کاغذی، و کشتن حشرات با متصاعدکردن گاز و شمارش آنها برحسب تعداد شفیره به ازای هر گرم از وزن خشک گیاه تخمین زده اند. روش اخیر از دقت خاصی برخوردار است و خصوصاً در مراحل نهایی انتخاب مفید خواهد بود.

حشره زنجره سیب زمینی یونجه

حشره زنجرک سیب زمینی

معمولاً مطالعات صحرایی به تنهایی در تعیین نحوه مقاومت به زنجره سیب زمینی کافی نیست. پدیده تضاد زیستی به طرق زیر در آزمایشگاه مورد ارزیابی قرار گرفته است:

  1. محصورکردن شفیره ها در روی گیاهان مورد آزمایش و ثبت تعداد شفیره ها و حشرات بالغ پس از ۳۰ روز
  2. آلوده کردن گیاه و یا قسمتهایی از آن به توسط شفیره هایی که تازه از تخم خارج شده اند و ثبت مدت زمان لازم برای رشد و تکامل یا مرگ آنها
  3. محصورکردن حشرات نر و ماده بالغ روی گیاهان و ثبت تعداد نتاج تولیدشده در طي يك دوره ۳۱ روزه
بهترین نتایج از پرورش زنجره سیبزمینی در روی باقلا و در گلخانه به دست آمده است شفیره های سنین اول حدود ۱۰ روز پس از قرار دادن باقلای غیرآلوده به مدت ۲۴ ساعت در مجاورت ماده های در حال تخمگذاری در قفسهای پرورش ظاهر میشوند. تخمگذاری در ۲۴ درجه سانتیگراد و ۱۶ ساعت فتوپریود تشدید میشود .

سوختگی برگ

سوختگی برگ یا هاپربرن نتیجه تغذیه زنجرک است. بزاق زنجرک سیب‌زمینی هنگام تغذیه روی گیاهان، به بافت آبکش و پارانشیم سلول‌ها و بن‌لاد آوندیآسیب می‌زند.فتوسنتز و ترادمش گیاه کاهش می‌یابد. فتوسنتز و تعرق گیاه کاهش یافته، نشاسته برگ انباشته شده، انتقال فتواسیمیلات کاهش پیدا می‌کند؛ و بالاخره برگ دچار مرگ و نکروز می‌شود و گیاه می‌میرد.
 
  • لایک
Reactions: hadi_mr81
HAZELNUT

HAZELNUT

معاونت سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت سایت
22/9/18
4,371
18,040
113
انجمن ناول کافه

عنکبوت

بارگیری.jpeg

عنکبوت (تارتنک یا تاربافک یا در فارسی افغانستان:جولا) جانور بی مهرهٔ شکارگری است که دارای بدنی دوبخشی و هشت پاست بیش تر ما کما بیش عنکبوت ها را می شناسیم آن ها در جاهای مختلفی یافت می شوند. خانه ها، خرابه های متروکه و جنگل ها، باغ ها و ... و تقریباً در تمام نقاط کره زمین یافت می شوند. بنابراین در هر وضعیت آب و هوایی قادر به سکونت هستند.

بیش از هزاران نوع عنکبوت در نقاط مختلف جهان شناخته شده است که اندازه های بسیار گوناگونی دارند. کوچک ترین آن ها از یک دانه ی برنج ریزتر و بزرگ ترین آن ها از کف دست ما بزرگ تر است.

عنکبوت‌ها فاقد بخش‌های جوندهٔ دهـ*ان و بال‌اند. آن‌ها در راستهٔ عنکبوت‌ها طبقه‌بندی می‌شوند که خود یکی از چند راستهٔ ردهٔ بزرگتر عنکبوتیان(تاربافان) است. ردهٔ تاربافان دربردارندهٔ گونه‌هایی چون کژدم و کنه است. توانایی تنیدن تار ارثی است و عنکبوت اطلاعات مربوط به این توانایی را به شکل ماده وراثتی از والدین خود به ارث برده‌است. برخی گونه‌های عنکبوت بسیار سمی و خطرناک اند و زهرشان آن قدر قوی است که می‌تواند انسان را بکُشد. عنکبوت بیوه سیاه، عنکبوت تورقیفی سیدنی و… از گونه‌های خطرناک عنکبوت‌اند.


تنیدن تار

بیشتر عنکبوت‌ها تار می‌تنند که معمولاً به صورت رشته‌ای پروتئینی از غده‌های تارتنِ انتهای شکم آن‌ها ترشح می‌شود. بسیاری از گونه‌ها از تار برای شکار استفاده می‌کنند؛ به این صورت که توری یا پرده‌ای می‌تنند که حشرات در آن به دام می‌افتند؛ ولی گونه‌های فراوانی هم هستند که آزاد شکار می‌کنند. از تار برای بالا رفتن از جایی، ایجاد دیوارهای هموار در لانه‌های زیرزمینی، ساختن ساک تخم، درپیچیدن صید، و نگهداری موقت اسپرم، و خیلی کارهای دیگر استفاده می‌شود.
تار عنکبوت از نخ‌های ابریشم مانند درست شده‌است. نخ‌هایی که خودش ایجاد کرده و خودش ریسیده‌است و از آن نخ‌ها تار را بافته‌است. کارتونک (عنکبوت) تار را به شکل هندسی و محکم درمی‌آورد و برای شکار مگس دام قرار می‌دهد آن ها بیش تر از حشرات تغذیه می کنند. اما بعضی از آن ها از عنکبوت های کوچک تر قورباغه ها و حتی ماهی ها به عنوان غذایی لذیذ استفاده می کنند.


بدن عنکبوت از دو قسمت اصلی تشکیل شده است
این تارها ابتدا به صورت مایع هستند و به شکل نخ نازکی از بدن عنکبوت خارج می‌شوند و سپس در تماس با هوا خشک شده و مانند نخ می‌شوند. قطر تار عنکبوت حدود یک دهم تار موی انسان است. این تارهای صاف و شفاف، بسیار نرم و سبک و در عین حال بسیار مقاوم هستند. حتی می‌توان گفت تار عنکبوت از فولاد هم سخت‌تر است. پروتئینی که عنکبوت را قادر می‌سازد خود را آویزان کند و همچنین به شکار طعمه کمک می‌کند، نظر دانشمندان را به خود جلب کرده‌است. مولکول‌های این پروتئین بسیار کشسان و قوی هستند، تقریباً ۲۰ برابر از نایلون کشسان‌تر و ۹ برابر از فولاد در قطر مساوی قوی‌تر است.
کارتونک، پل‌هایی نیز می‌سازد که به وسیله آن از جوی‌ها عبور می‌کند و از گودال‌های ژرف می‌گذرد. پل کارتونک نخی است باریک که خودش آن را ریسیده‌است و به وسیله باد، دو سوی جوی یا گودال را به هم وصل می‌کند. آنگاه خود را با سرعتی عجیب روی آن می‌لغزاند تا از آن عبور کند. عنکبوت خندق‌های زمینی و پناهگاه‌های محکم می‌سازد و برای آن‌ها درهای محکمی قرار می‌دهد و وسائل گریز از خطر را در آن‌ها آماده می‌کند.


کالبدشناسی

عنکبوت‌ها با حشرات و کرم‌ها متفاوتند، بدنشان دو قسمتی است: پیش‌تنه و پس‌تنه. تنها عنکبوت‌های قاتل از این قاعده مستثنی هستند که سینه‌شان ظاهراً به دو قسمت مجزا تقسیم شده‌است، خانواده بندشکمان که گونه‌ای کم و بسیار قدیمی هستند نیز استثنا می‌شوند، چون قسمت خارجی شکم ظاهر نیست. شکم و سینه توسط یک کمر باریک که به آن پایک یا حلقه پیش‌تناسلی گفته می‌شود به هم متصل است. این حلقه آخرین بخش سینه به‌شمار می‌آید که در برخی گونه‌های عنکبوت‌ها استحاله یافته‌است.
همه عنکبوت‌ها ۸ پا دارند، اگر چه برخی گونه‌های شبه عنکبوت از پاهای جلویی برای تقلید استفاده می‌کنند که آن‌ها در واقع جز عنکبوت‌ها محسوب نمی‌شوند، چشم‌هایشان دارای عدسی‌های مستقل و سریع‌تر از چشمهای مرکب است که برای مسافت‌یابی در شب یا روز به ویژه برای عنکبوت‌های جهنده برای شکار مؤثر است. آن‌ها شاخک‌ها یا موهای جلوی دهانی دارند که در بلع غذا کمک می‌کند، در برخی گونه‌ها در انتهای شاخک‌ها اعضایی تکامل یافته که برای جفت‌گیری استفاده می‌شود، آن‌ها در پاهایشان موهای حساسی دارند که برای ردیابی شکار یا تعیین موقعیت، مانند حسگرهای فوق پیشرفته عمل می‌کنند.
عنکبوت‌ها معمولاً دارای ۸ چشم در چیدمان‌های مختلفند، حقیقت این است که این چیدمان در گونه‌های مختلف متفاوت است، بیشترین گونه از ساده‌مادینهها دارای ۶ چشم هستند، اگرچه برخی مانند عنکبوت‌های سیاه غرب هشت‌چشمی و برخی مانند و برخی مانند عنکبوت زره‌پوش چهارچشمی (Tetrablemma) چهار چشمی هستند، گاهی یک زوج چشم از بقیه رشد یافته ترند، در برخی گونه‌های عنکبوت‌های غاری هیچ چشمی وجود ندارد، چندین خانواده عنکبوتهای شکارگر مثل جهنده‌ها یا عنکبوتهای گرگی بینایی بسیار عالی دارند، قدرت بینایی عنکبوتهای جهنده دیدن رنگ‌ها را برایش به ارمغان آورده‌است.
عنکبوت‌های تارافکن دارای عدسی‌های چشمی بزرگی هستند که به آن‌ها حتی شب هنگام و با جمع‌آوری نوری اندک دید با کیفیت و وسیع داده‌است. به هر حال بیشتر عنکبوت‌ها که لابلای گل‌ها، شبکه تارها یا دیگر موقعیتهای ثابت برای شکار کمین می‌کنند، بینایی بسیار کمی دارند. در عوض آن‌ها حساسیت فوق‌العاده‌ای در برابر ارتعاشات دارند که به آن‌ها درگرفتن شکار کمک می‌کند. حس کردن این ارتعاشات توسط حسگرهای قوی می‌تواند روی سطح آب یا خاک یا شبکه تاری آن‌ها باشد. همچنین تغییرات فشار هوا که آن نیز در شکار جانوران دیگر مؤثر است.

دستگاه گوارش

عنکبوت‌ها فقط در حالت آبکی می‌توانند غذای خود را بخورند، به همین منظور آن‌ها از نوعی ماده برای آبگون کردن بافتهای شکارشان استفاده می‌کنند. پیامد تزریق این ماده به بدن جانور قربانی آبکی شدن نسوج آن و درست شدن نوعی سوپ است که عنکبوت آن را می‌مکد. موهای اطراف دهـ*ان به عنوان صافی ضد عبور قسمت‌های جامد شکار عمل می‌کنند، قسمت‌های غیرقابل مصرف و پوشش خالی بیرونی دور انداخته می‌شوند. خیلی از عنکبوت‌ها شکارشان را برای مدت کوتاهی نگه می‌دارند، آن‌ها بعد از تزریق زهر به بدن شکارشان آن را در نخ ابریشمی، داخی شبکه تارشان پیچیده و رها می‌کنند تا جانور آخرین تقلاهای زندگی‌اش را بکند و بعد از آنکه مرد، به سراغش می‌روند. عنکبوت‌ها توانایی هضم کردن بافته‌های ابریشمی خویش را دارند، بنابراین برخی عنکبوت‌ها بعد از استفاده، آن‌ها را می‌خورند! وقتی عنکبوت رشته‌ای را می‌سازد هنگام بازگشت آن را به سرعت مصرف می‌کند. اندازه: عنکبوت‌ها اندازه‌های متنوعی دارند، کوچک‌ترین آن‌ها مربوط به خانواده عنکبوتهای کوتوله با اندازه‌ای کمتر از ۱ میلیم‌تر و بزرگ‌ترین و سنگین‌ترین آن‌ها به خانواده رطیل‌ها با اندازه‌ای بین ۹۰ الی ۲۵۰ میلی‌متر تعلق دارد.


نگارخانه

  • نوعی عنکبوت ماده


  • چشم‌های یک عنکبوت گرگی


  • نوعی عنکبوت در حال حمل ساک تخم هایش


  • تار عنکبوت


  • عنکبوت اوپیلیو


  • تصویر شکم عنکبوت
  • شکم
    در جلوی سر سینه یک جفت اندام استوانه ای وجود دارد که یک نیش در انتها و دندانه هایی کوچک در اطراف نیش وجود دارد.

عنکبوت‌های ایران

در شمارهٔ ۴۶۳ ژورنال ZooKeys، مقاله‌ای دربارهٔ توصیف و نام‌گذاری ۳ گونهٔ جدید از عنکبوت‌ها از ایران، توسط دکتر یوری ماروسیک (عنکبوت‌شناس روس)، علیرضا زمانی و دکتر امید میرشمسی (عنکبوت‌شناسان ایرانی) نگارش شده‌است:
گونهٔ نخست از شهرستان قائن در استان خراسان جنوبی جمع‌آوری شده و به افتخار عنکبوت‌شناس نامی فنلاندی سپو کوپونن به نام علمی Anemesia koponeni نام‌گذاری شده‌است. گونهٔ دوم از استان مازندران و به افتخار محل جمع‌آوری نمونه به نام Raveniola mazandaranica نام‌گذاری شده‌است؛ و گونهٔ سوم که نمونه‌های آن از بندرعباس و جزیرهٔ هرمز جمع‌آوری شده بودند به افتخار خلیج فارس Sahastata sinuspersica نام‌گذاری شدند. (تصاویر) این مقاله، اولین گزارش از حضور خانوادهٔ Cyrtaucheniidae و جنس‌هایAnemesia و Sahastata از ایران است.
 
  • لایک
Reactions: hadi_mr81
HAZELNUT

HAZELNUT

معاونت سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت سایت
22/9/18
4,371
18,040
113
انجمن ناول کافه

تمساح

220px-NileCrocodile.jpg

تِمساح یا مَگرمَج یا تَساچه یا دوزَن جانوری است خزنده دارای چهار دست و پا، در آب به راحتی شنا می‌کند، اما همیشه در آب نمی‌ماند و تخم‌هایش را در خشکی می‌گذارد. این حیوان دارای فک و دندان‌های بسیار نیرومند است و به گروه چهاراندامان از تیره تمساحیان تعلق دارد. این خزندهٔ آبی و خشکی بزرگ در سراسر مناطق جهان مانند: آفریقا، آسیا، آمریکا و استرالیا زندگی می‌کند. تمساح مانند سایر موجودات ساکن در رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و سرزمین‌های مرطوب در آب‌های شیرین و گاهی در آب‌های کمی شور زندگی می‌کند.


نام

تمساح واژه‌ای است که برای نامیدن انواع مختلف کروکودیل از جمله کایمن و الیگاتور استفاده می‌شود. در گذشته واژه نهنگ به جای تمساح استفاده می‌شد اما در قرن بیستم نهنگ به واژه‌ای برای نامیدن والها تبدیل شد و تمساح جای آن را در معنی کروکودیل گرفت. امروزه بسیاری از اوقات نام تمساح و سوسمار به جای یکدیگر استفاده می‌شوند در حالی که سوسمار نام گروه دیگری از خزندگان، دربرگیرنده مارمولک، بزمجه و... است که در زبان انگلیسی بدان lizard گفته می‌شود.


تغذیه

تمساح اغلب از مهره‌داران دیگر مانند انواع ماهیها،خزندهها و پستانداران و بعضی وقت‌ها از بی‌مهرگانی مانند صدفها و سخت‌پوستان با توجه به گونه‌های خود تغذیه می‌کنند. تمساح شجره تاریخی دارد و از زمان‌های دور وجود داشته و این اعتقاد وجود دارد که از زمان دایناسورها به این طرف تغییرات ناچیزی داشته‌است.


مشخصات ظاهری و جسمی

به‌رغم سابقه ماقبل تاریخ، از انواع پیشرفته خزندگان هستند. برخلاف خزندگان دیگر، قلب چهار محفظه‌ای،دیافراگم و قشر مغزی هوشمند دارد. سیستم صوتی خارجی تمساح، علائم زندگی آبی و خاکی و سبک زندگی دوره‌ای دارد. تمساح دوزیست است. تمساح بدن خط دار ناصافی دارد و می‌تواند به سرعت و راحت در آب شنا کند و همچنین می‌تواند هنگام شنا پاهای خود را در کناره‌های بدن خود جمع کند و با کاستن از مقاومت آب سریعتر شنا کند. تمساح پاهایی باانگشتان چسبیده بهم دارد، گرچه این پاها برای پا زدن در آب به کار نمی‌رود، اما این خصوصیت امکان برگشت سریع و حرکتهای ناگهانی را در آب را به او می‌دهد. در مسافت‌های کوتاه، حتی بیرون از آب خیلی سریع می‌باشد. تمساح آرواره‌های فوق العاده قوی و دندان‌های تیز برای گرفتن و پاره کردن گوشت دارد.
اگر دهـ*ان تمساح بسته نگهداشته شود نمی‌تواند آن را باز کند. به همین دلیل برای مطالعه یا حمل و نقل تمساح، معمولاً آرواره‌های او را با نوارهای فلزی یا با بندهای لاستیکی بزرگ که از تایر و تیوب اتومبیل تهیه می‌شوند، می‌بندند. تمساح همچنین حرکات جانبی محدودی در گردن خود دارد.


سن

در حال حاضر روش‌های معتبری برای سنجش عمر تمساح وجود ندارد، بعضی از حلقه‌های رشد در استخوان‌ها و دندانهای آن‌ها استفاده می‌کنند که این غیر اصولی و غیر قطعی است، قدیمی‌ترین تمساح C. proposus در حدود هفتاد سال زندگی می‌کرده‌است، و شواهد محدودی نیز نشان می‌دهد که بعضی از انواع این حیوان بیش از صد سال عمر می‌کنند. یکی از قدیمی‌ترین نوع تمساح‌های شناخته شده در یک باغ وحش در روسیه ظاهراً در سن ۱۱۵ سالگی مرده‌است. گزارشهای جدید این موارد را تأیید نمی‌کند.


تصویری از یک تمساح در مردابی مصنوعی.


تمساح کوتوله آفریقایی غربی


اندازه

در اندازه گونه‌های مختلف تمساح تفاوت‌های زیادی وجود دارد. از انواع استثنائی کوچک، افسانه‌ای یا جادویی تا گونه‌ای بزرگ‌تر، تمساح آب شور. گونه‌های بزرگ اغلب ۵ یا ۶ متر و وزن آن‌ها ۱۰۰۰ کیلوگرم می‌باشد ٫ اما وزن برخی از تمساح‌های نر ممکن است به ۱۳۰۰ کیلو نیز برسد. علی‌رغم وزن زیاد گونه‌های بالغ، زندگی خود را از اندازه‌های خیلی کوچک شروع می‌کند.
تمساح وقتی که برای اولین بار از تخم بیرون می‌آید در حدود ۲۰ سانتیمتر طول دارد. اندازه‌ها با توجه به فصل و تغذیه و ترکیبات خون مادر فرق می‌کند. گونه‌های بزرگ‌تر ، همچنین بزرگ‌ترین خزنده روی زمین، تمساح آب شور است، که در استرالیای شمالی و کل آسیای جنوب شرقی زندگی می‌کند. بر طبق نظرات بعضی دانشمندان، اطلاعات موثقی در مورد اینکه تمساح‌های ماقبل تاریخ بیش از ۹ متر طول دارند، در دست نیست.
در شهر نورمنتون، کوئینزلند، استرالیا قالب فیبر شیشه‌ای یک تمساح وجود دارد که «کرایس کروک» نامیده می‌شود که عکس آن در سال ۱۹۵۸ توسط کریستینا پاولوسکی که حیوان را در بستر شنی رودخانه نورمن یافت، گرفته شده‌است. گزارشی از یک تمساح آب شور بطول ۸٫۲ متر در استرالیا وجود دارد. همچنین جمجمه یک تمساح آب شور از اوریسای هند وجود دارد که تخمین زده می‌شود که ۶٫۴ تا ۷ متر طول داشته‌است.
در ۱۶ ژوئن سال ۲۰۰۶ یک تمساح عظیم ۷٫۱ متری آب‌های شور در اوریسای هند به عنوان بزرگ‌ترین تمساح زنده جهان نامگذاری شد. این تمساح در محوطه حفاظت شده حیات وحش بیتارکانیکا زندگی می‌کند و در ژوئن سال ۲۰۰۶، در کتاب سوابق جهانی گینس ثبت شد.


پراکندگی ها


خطر برای انسان‌ها


گونه‌های بزرگ‌تر تمساح از جمله تمساح‌های نیل وتمساح آمریکایی از خطرناک‌ترین انواع هستند. انواع بزرگ کایمن سیاه نیز برای انسان خیلی خطرناک هستند.


خصوصیت داروی

دانشمندان در ایالات متحده آمریکا عامل قوی و نیرومندی را در خون تمساح‌ها بنام کروکودیلین یافته‌اند که می‌تواند مانند آنتی بیوتیکهای استاندارد به سیستم ایمنی درمقابله با عفونت کمک کند. این کشف مدیون کنجکاوی جیل فولرتون-اسمیت از گزارشهای(BBC) مدارک مربوط به علم تهیه‌کننده فیلم تمساح‌های آب شور در استرالیا است.


به عنوان غذا

در بعضی کشورها مانند آمریکا، استرالیا، چین، ژاپن، تایلند و آفریقای جنوبی و همچنین کوبا از گوشت تمساح به عنوان غذا استفاده می‌شود. گوشت تمساح سفید رنگ است و مواد غذایی آن به‌طور مطلوبی با گوشت‌های سنتی قابل مقایسه‌است البته میزان کلسترول آن نسبت به گوشتهای دیگر بسیار کمتر است. گوشت تمساح ترد است.


اطلاعات عمومی
  • کروکودیل‌ها اسم خود را از یونانیان گرفته‌اند که آن‌ها را در رودخانه نیل مشاهده کرده‌اند. یونانی‌ها آن‌ها را کروکودیلوس نامیدند، یک کلمه ترکیبی کروک که به معنی سنگ‌های کناره رودها و دریلوس که به معنی «کرم» است. یونانیها این حیوانات را «کرمهای سنگ» نامیدند، چون کروکودیل‌ها بر روی سنگ‌های کناره‌های رودخانه‌ها در آفتاب دراز می‌کشند.
  • بچه تمساح‌ها کروموزومهای جنسی ندارد و برخلاف انسان جنسیت این حیوان بطور ژنتیکی تعیین نمی‌شود. جنسیت با درجه حرارت تعیین می‌شود که نرها در حدود ۳۱٫۶ درجه سانتیگراد و ماده‌ها در درجه حرارت کمی پایین‌تر یا بالاتری بوجود می‌آیند. دوره متوسط خوابیدن بر روی تخمها در حدود ۸۰ روز است و آن همچنین بستگی به درجه حرارت محیط دارد.
  • بسیاری از تمساح‌های اولیه علفخوار بودند.
 
HAZELNUT

HAZELNUT

معاونت سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت سایت
22/9/18
4,371
18,040
113
انجمن ناول کافه

مارمولک
یک گونه ی خزنده

041717_ht_lizardnumberticker_free.jpg

مارمولک یا سوسمار یا به دری چلپاسه نام عمومی گروه بسیار بزرگی از خزندگان است که از نزدیک به ۵۶۰۰ گونه تشکیل می‌شوند. مارمولک‌ها در سرتاسر کرهٔ زمین بجز قطب جنوب و قطب شمال پراکنده شده‌اند. اکثر مارمولک‌ها چهار اندام حرکتی، گوش‌های خارجی و یک دُم دارند. مارمولک‌ها دید پیشرفته‌ای دارند و قادرند رنگ‌ها را ببینند، همچنین دارای حس بویایی قدرتمندی نیز هستند.


ایگوانا


یک مارمولک برتاگیم

آفتاب پرست‌ها نیز جزئی از گروه مارمولک‌ها محسوب می‌شوند.